فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ١١٧ - پنجم - سكوت
چهارم- اظهار برائت ذمّه:
١٠٩- اگر مُدَّعىعليه در پاسخ مدَّعى بگويد؛ بلى اين مال ملك تو بود، لكن تو ذمّه مرا برىء كردى و يا به من بخشيدى و يا فروختى يا مصالحه كردى، يا مال تو نزد من بود و من آن را به تو پس دادم و از اين قبيل گفتارها كه حاصلش تكذيب مدَّعى باشد در همه اين صور دعوى منقلب مىگردد يعنى مُدَّعىعليه مدَّعى مىشود و مدَّعى، كه مُدَّعىعليه حكمش در سابق بيان شد.
پنجم- سكوت:
١١٠- هرگاه مُدَّعىعليه در پاسخ مدَّعى بعد از آنكه حاكم از او جواب خواست سكوت كند و جوابى ندهد، چنانچه به خاطر اين باشد كه چون هر متهم حق دارد براى خود وكيلى انتخاب كند تا از او دفاع نمايد و حق دارد قبل از مشورت با وكيل خود در دادگاه صحبتى نكند؛ حاكم بايد به او مهلت بدهد؛ مگر اينكه مستلزم تأخير بيش از حد متعارف باشد، و يا به خاطر عذرى از قبيل كرى، لالى، يا ناآشنايى به زبان حاكم باشد، يا به خاطر اينكه دچار وحشت و رعب شده، در اين فروض حاكم بايد هر يك از اين عذرها را به طريق مناسب خود بر طرف نمايد؛ و چنانچه هيچ عذرى در سكوت نداشته باشد، بلكه سكوتش از باب لجبازى باشد، حاكم بايد او را امر كند كه پاسخ بدهد، در آغاز با نرمى و رفق و سپس با درشتى و خشونت و در آخر اگر ديد اصرار مىورزد احتياط آن است كه به او بگويد: پاسخ بده و گرنه حكم مىكنم به اينكه تو ناكل هستى يعنى از اداء سوگند امتناع ورزيدهاى و قهراً حكم مىكنم به نفع مدَّعى و بهتر آن است كه اين تهديد را سه بار تكرار كند، اگر باز هم اصرار كرد حاكم سوگند را به مدَّعى برگرداند اگر مدَّعى سوگند ياد كند حق او ثابت مىشود.
١١١- هرگاه مُدَّعىعليه كر يا لال يا ناآشنا به زبان حاكم باشد بايد حاكم به وسيله مترجم و يا با اشاره از او جواب بگيرد، و اگر حاجت به مترجم باشد بايستى مترجم دو نفر عادل باشند و يك نفر كافى نيست.