فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ٧٠ - * پنجم - قسامه *
* پنجم- قُسامه*
قُسامه- كه در ضمن بخش «قصاص»، از صفحه ٣١٢ تا صفحه ٣٦٥ بيان شده است- از مشتركات مربوط به رفتار حكومتى ولىّ امر مىباشد.
قُسامه در جايى است كه لوث در كار باشد ولوث در لغت به معناى آلايش و آلودگى است و لوث شدن به معناى مشتبه شدن و درهم شدن مىباشد.
٣١- قُسامه در قتل عمدى پنجاه سوگند است؛ و در قتل خطائى و شبه عمد بنابر أصحّ بيست و پنج سوگند مىباشد؛ و در جنايت بر عضو، در آنجا كه ديهاش برابر قتل است شش سوگند مىباشد؛ و در جايى كه ديهاش كمتر از ديه قتل است، به همان حساب از عدد شش كم مىشود بنابر اين در قطع يك دست يا يك پا و يا هر عضوى كه ديه آن نصف ديه قتل است، مدَّعى بايد سه سوگند ياد كند؛ و در عضوى كه ديه آن ثُلث ديه قتل است، بايد يك سوم عدد شش يعنى دو سوگند ياد كند، و بر همين حساب است سائر اعضاءء؛ و در عضوى كه ديه آن كمتر از يك ششم قتل است مانند بريدن يك انگشت يا يك بند انگشت، بايد يك سوگند اداء كند، زيرا سوگند نصف و ثلث ندارد؛ و در جايى هم كه قطع در كار نباشد و فقط جراحتى وارد آمده باشد، معيار همان شش سوگند است؛ و در صورت كسر سوگند با يك سوگند تكميل مىشود.