فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ٣٤٢ - كيفيت استيفاء قصاص اعضاء
نظر مىرسد حاكم و غير حاكم نمىتوانند او را وادار به كندن آن كنند، بلكه حتى اگر شخص ثالثى عالماً و عامداً همان قطعه چسبيده را دوباره جدا كند مرتكب جنايت شده، و قصاص مىشود، و اگر عمداً جدا نكرده باشد بايد ديه بپردازد.
٢٢٢- اگر كسى گوش شخصى را ببرّد ولى جدا نسازد اگر قصاص به مثل آن ممكن باشد، مجنّى عليه حق قصاص دارد هرچند كه گوش پاره شده خود را چسبانده باشد؛ ولى اگر قصاص ممكن نباشد بايد ديه بپردازد.
٢٢٣- اگر جانى گوش كسى را به گونهاى قطع كند كه پرده گوش هم پاره شود و مجنّى عليه از شنوايى بيفتد جانى دو جنايت مرتكب شده وبه مثل آن قصاص مىشود.
٢٢٤- اگر كسى گوشى را قطع كند كه بىحسّ و خشكيده باشد مشكل است قصاص داشته باشد و بعيد نيست بگوييم بايد ثلث ديه را بپردازد.
٢٢٥- در چشم نيز قصاص هست البته به شرطى كه چشم جانى و مجنّى عليه از نظر سلامت و ديد و محل مساوى باشند، پس اگر چشم چپ كسى را در آورده باشد چشم راست او را درنمى آورند و همچنين به عكس، و اگر جانى يك چشمش ديد نداشت و چشم سالم شخصى را در آورد از او قصاص مىشود و چشم سالم او در آورده مىشود هرچند كه در اثر قصاص كور شود- زيرا حق، او را كور كرده-، و مجّنى عليه چيزى به او ردّ نمىكند هر چند كه اگر پاى قصاص در بين نبود كور كردن ديهاى برابر خونبها داشت.
٢٢٦- كسى كه دو چشم سالم دارد، اگر چشم سالم كسى كه يك چشمش كور است درآورد و قهراً او به كلّى كور شود، يك چشم جانى را به قصاص در مىآورند و بنابراقوى بايد نصف ديه چشم را نيز به مجنّى عليه بدهد، و ظاهراً مجنّى عليه مخيّر است بين اينكه ديه كامله بگيرد و بين اينكه هم جانى را قصاص كند و هم نصف ديه بگيرد، و ظاهراً اين حكم ثابت است در هر جايى كه چشم- يك چشم كور- ديه كامله داشته باشد مثلًا خلقتاً و يا به آفتى خدايى يك چشمش كور شده باشد؛ و امّا اگر يك چشم جانى با عمل خود جانى كور شده باشد مثلًا يك چشمش را به قصاص درآورده