فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ١٥٧ - نزاع مربوط به دين
نزاع مربوط به دين، نزاع مربوط به أعراض
نزاع مربوط به دين:
٢٥٢- اگر شاهدها به حدوث دين و بقاء آن شهادت بدهند، و منكر مدَّعى شود ذمه من از آن دين برىء است، چنانچه منكر براى اثبات اين ادعاء گواهى راجح نداشته باشد، نمىتواند مدَّعى را قسم بدهد، بلكه قسم در اين فرض معنى ندارد؛ ولى اگر شاهدها بر اصل دين يعنى فقط به حدوث دين شهادت دهند، و منكر مدَّعى شود ذمه من از آن دين برىء است، اگر منكر براى اثبات اين ادعاء گواه نداشته باشد، مىتواند مدَّعى را قسم بدهد كه دين خود را به هيچ وجه دريافت نكرده و حقش ثابت است.
٢٥٣- زنى كه بدهكار است و نمىتواند بدهى خود را بدهد، بر او واجب نيست براى اداء دينش شوهر كند، و مهريّه بگيرد و با آن دين خود را اداء كند، و بر مرد بدهكار نيز واجب نيست به منظور اداء دينش زن خود را طلاق بدهد، و نقفه او را به طلبكار خويش بپردازد.
٢٥٤- مديونى كه نمىتواند دين خود را پرداخت كند، اگر متبرّعى به معادل بدهىاش مالى به او ببخشد و قبول آن برايش ذلّت آور و حرجى نباشد واجب است آن هبه را قبول كند، تا بتواند بدهى خود را بپردازد.