فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ٤١١ - ديه حس بينايى
شاهد عادل از اهل خبره يا يك مرد و دو زن شهادت دهند كه ديد چشم او از بين رفته، يعنى بينايى او بطورى از بين رفته كه ديگر اميدى به برگشتن آن نيست ديه ثابت و مستقرّ مىگردد و اگر بگويند احتمال برگشتن بينايى است ولى مدتش را معين نكنند، ديه را از جانى گرفته و به مجنّىعليه داده مىشود و اگر بگويند بعد از فلان مدت برمىگردد مدتى كه متعارف باشد لازم است كه صبر كنند اگر بعد از گذشتن آن مدت، ديد چشم وى برگشت كه هيچ و اگر برنگشت ديه مستقر مىشود.
٢١٣- اگر مجنّى عليه قبل از گذشتن مدتى كه شهود براى برگشت بينايى چشم او معين كردهاند از دنيا برود يا از دنيا نرود؛ لكن جانى ديگر، چشم مورد دعواى او را از كاسه درآورد، ديه بر جانى اول مستقر مىگردد؛ بلى اگر قبل از جنايت جانى دوم ثابت شود كه ديد چشم او برگشته، بر جانى اول ديه واجب نيست و ظاهراً واجب است تنها ارش بدهد، و همچنين است اگر قبل از گرفتن ديه بينايى او برگردد مستحق ارش است؛ و اما اگر بعد از گرفتن ديه بينايى او برگردد چنانچه كاشف باشد كه نور از اول از بين نرفته ديه ندارد بلكه در آن حكومت است واگر چنين كشفى در كار نباشد در آن ديه است و آنچه را كه جانى بابت ديه داده به او برنمىگردد.
٢١٤- اگر جانى و مجنّى عليه در برگشتن بينايى چشم اختلاف كنند قول، قول مجنّى عليه است.
٢١٥- اگر مجنّى عليه با اينكه چشمش به ظاهر عيبى نكرده ادّعاء كند كه ديدش را از دست داده و شاهدى از اهل خبره بر طبق دعواى خود نياورد حاكم او را به آوردن قسامه محكوم مىكند، اگر قسامه را انجام داد، حاكم به نفع او حكم مىكند.
٢١٦- اگر مجنّى عليه ادّعاء كند كه ديد يكى از چشمانش كم شده، بايد حاكم ديد آن را با ديد چشم ديگرش مقايسه كند و بعد از تعيين مقدار و چند صدم ديد آن، به منظور استظهار و اطمينان، مدَّعى را وادار به آوردن قسامه كند و آنگاه به همان نسبت ديه را از جانى گرفته و به وى بدهد، و اگر ادّعاء كند كه ديد هر دو چشمش ضعيف شده، بايد هر دو چشم او را با چشم هم سنّ و سالهايش مقايسه نموده، و بعد به جهت استظهار او را