فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ١٢٢ - جرح وتعديل بينه
حاكم است آن دو شاهد را ساقط كند، و اگر اثبات نكند بايد حاكم طبق شهادتشان حكم نمايد و در مواردى كه حاكم نسبت به عدالت و يا فسق شاهدى شك دارد مىتواند به استصحاب تمسّك كند- يعنى حالت قبلى آن شاهد را معيار قرار دهد- پس اگر حاكم او را قبلًا عادل مىدانسته و فعلًا در عدالتش شك دارد، طبق شهادت او حكم مىكند و اگر قبلًا او را بر فسق مىشناخته و فعلًا شك دارد آيا توبه كرده يا نه، شهادتش را ردّ نمايد.
١٢٤- اگر حاكم جاهل به حال دو شاهد باشد، بر او واجب است براى مدَّعى- اگر مسأله را نمىداند- بيان كند كه مىتواند شاهدهاى خود را به وسيله شهودى ديگر تزكيه كند- يعنى دو شاهد معلوم الحال را نزد حاكم ببرد تا شهادت دهند كه اين دو شاهد عادلاند- و نيز بر حاكم واجب است براى منكر- اگر جاهل است- بيان كند كه مىتواند شاهدهاى مدَّعى را جرح كند- يعنى به عدالتشان خدشه وارد سازد و ثابت كند كه شهود مدَّعى مقبوليّت ندارند- پس اگر با دو شاهد مقبول، خدشهدار بودن بيّنه مدَّعى را ثابت كند بينه مدَّعى از كار مىافتد؛ و چنانچه منكر اعتراف كند كه من نقطه ضعفى در آنان سراغ ندارم بر حاكم است به نفع مدَّعى و عليه منكر حكم كند.
١٢٥- در فرضى كه حاكم از وضع شهود بىخبر است و به مدَّعى گفته كه شهود خود را تزكيه كند، اگر او در پاسخ بگويد راهى براى تزكيه ندارم و يا تزكيه نمىكنم و يا براى من دشوار است و زحمت اين كار را به عهده حاكم بيندازد كه تو خودت از حال شهود من فحص كن، بر حاكم واجب نيست قبول كند؛ و لى جائز است بپذيرد، بلكه قبول كردنش رجحان دارد؛ و در فرضى هم كه به منكر بگويد تو مىتوانى بينه مقبوله مدَّعى را جرح كنى و او در پاسخش بگويد: راهى براى جرح ندارم، و يا خدشه دار كردن بيّنه برايم دشوار است، بر حاكم واجب نيست فحص كند و بايد طبق شهادت بيّنه حكم نمايد، و اگر منكر براى آوردن جارح- يعنى شاهدانى كه شهادت دهند بر بىاعتبارى بينه مدَّعى- از حاكم مهلت بخواهد، بعيد نيست مهلت دادن به مقدار متعارف واجب باشد، و اگر منكر ادعاء كند كه من جارح را حاضر مىكنم اما در مدّتى بسيار طولانى بر حاكم واجب نيست بپذيرد؛ بلكه مىتواند حكم را صادر كند.