مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٦٢ - آشنایی با قرآن (١٢)
مجموعه آثار اسـتاد شهید مطـهری، جلد ٢٨، ص: ٣٦٢
بزرگواری نوشته میشود، ثبت میشود. مکرر گفتهایم که نوشتن هرچیزی متناسب با خودش است؛ نه این که آنجا با یک خطی مثل عربی یا فارسی یا لاتین چیزی نوشتهاند. مَرْفوعَةٍ مُطَهَّرَةٍ. یک صحیفههای رفیع و مرفوع و بلندقدر و پاک و پاکیزه از هرگونه قذارتی و از هرگونه خلاف و اشتباهی. بِاَیدی سَفَرَةٍ. در دست سفیرهایی. مقصود ملائکهای هستند که حامل وحیاند.
جبرئیل حامل وحی است یا ملائکه؟
حال آیا ملائکه حامل وحیاند یا مَلَک یعنی خصوص جبرئیل؟ جواب این است: هردو در آنِ واحد درست است. مثل قضیه ملک الموت و ملائکة الموت است که در قرآن کریم هردو ذکر شده : قُلْ یتَوَفّیکمْ مَلَک الْ مَوْتِ الَّذی وُکلَ بِکمْ[١] . بگو ملکالموت شما را قبض روح میکند. و در یک جا میفرماید: اَلَّذینَ تَتَوَفّیهُمُ الْ مَلائِکةُ[٢] . ملائکه قبض روح میکنند. شخصی از حضرت امیر (ع) سؤال کرد: من در قرآن آیاتی میبینم که به نظرم تناقض میآید. در یک جا میفرماید: ملائکه قبض روح میکنند، یک جا میگوید: ملکالموت قبض روح میکند، و یک جا میفرماید: خود خدا قبض روح میکند (اَللهُ یتَوَفَّی الاَْنْفُسَ[٣] )، کدام یک از اینهاست؟ فرمود: این سؤال را تا حالا کسی از من نکرده، ولی بسیار سؤال خوبی است. همه اینها در آنِ واحد صدق میکند. امر، امر الهی است و اراده، اراده الهی است و ملکالموت به امر و اراده الهی قبض روح میکند. باز ملکالموت برای خودش جنودی از ملائک دارد و همه آن ملائک را خدا مسخَّر ملکالموت قرار داده. پس این کار که صورت میگیرد، آن فاعل مباشرِ نزدیک نزدیک، ملائکه هستند و فرمانده آنها ملکالموت است و آن که امر او در نهایت اجرا میشود خداست.
مثالی ذکر میکنم: در زمان عمربن الخطّاب، ابوعبیده جرّاح یا خالد ولید (مدتی این و مدتی آن) با داشتن سپاهیانی در حدود پنجاه هزار نفر به ایران حمله کردند و ایران را فتح کردند. در اینجا شما یک بار میگویید: سربازهای اسلامی ایران را فتح کردند، یک وقت میگویید: خالد ولید ایران را فتح کرد، و یک وقت میگویید: عمر بن الخطّاب ایران را فتح کرد (در مَثَل مناقشه نیست)؛ چون کسانی که کار فتح مستقیما به دست آنها صورت گرفت همان سربازها بودند؛ ولی سربازها تحت فرماندهی یک فرمانده به نام خالد ولید بودند و خود خالد ولید و چندین نفر دیگر در جاهای دیگر، باز تمام اینها تحت فرمان یک قدرت بالاتر و بزرگتری بودند. این را در علم فصاحت و بلاغت میگویند: اِسناد مجازی و اِسناد حقیقی؛ و مثال میزنند به: فَتَحَ الاَْمیرُ الْبَلَدَ.
[١] . سجده / ١١.
[٢] . نحل / ٢٨ و ٣٢.
[٣] . زمر / ٤٢.