مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٣٠
مجموعه آثار اسـتاد شهید مطـهری، جلد ٢٨، ص: ٨٣٠
میخواهد بفرماید آنچه که در میان ادیان دیگر گفته میشود مبنی بر اینکه چه چیز فرزند خداست ]باطل است. [مثلا مسیحیها ـ که هنوز هم در میان مذهبیهای مسیحیها این حرف از بین نرفته است ـ میگفتند عیسی فرزند خداست. و یا خود اعراب جاهلیت میگفتند فرشتگان فرزندان خدا هستند و فرشتگان را از جنس مؤنث تصور میکردند و میگفتند اینها دختران خدا هستند. مطابق تواریخ ادیان شاید هیچ دینی از ادیان قدیم نبوده است الّا اینکه این خرافه در آن وارد شده است که خدا فرزند دارد؛ یک چیزی را به نام فرزند خدا فرض کردهاند.
خرافه فرزند داشتن خدا
بشر از باب اینکه فرزند را برای خودش یک کمال میدانسته، و میدیده که اگر انسانی فرزند نداشته باشد ابتر و ناقص است میگفته چگونه میشود که خدای ما فرزند نداشته باشد، ما فرزند داشته باشیم؟ اگر ما بیفرزند باشیم برای ما نقص است، پس لابد برای خدا هم بیفرزندی نقص است. این بوده که در میان ـ تقریبا ـ همه ادیان گذشته این فکر باطل راه یافته است که خدا فرزند دارد. البته مسلّما در اصل ادیان پیغمبران الهی ـ حتی آن پیغمبرانی که در واقع فیلسوف بودند نه پیغمبر ـ این فکر وجود نداشته که خدا فرزند دارد، ولی بعد این خرافه به صورت یک تحریف در آن ادیان وارد شده. مثلا هرگز در مسیحیتِ اصلی چنین فکری وجود نداشته که مسیح پسر خداست، ولی بعد این فکر در میان مسیحیها پیدا شد. در تعلیمات اصلی زردشت چنین حرفی وجود ندارد که خدا فرزند دارد، ولی در دوره ساسانیها در میان زردشتیها، چه آن زردشتیهایی که به نام زروانی پیدا شدند و چه دیگران، این جورعقاید خرافهآمیز پیدا شد و آن فرقهای که آنها را زروانیها میگفتند معتقد بودند که اهورامزدا خودش فرزند خداست، اهریمن هم فرزند خداست و خدای اصلی «زَروان» است و زروان یک وقتی آرزوی فرزند داشتن کرد، صدها سال در آرزوی فرزند داشتن بود، بعد (ببینید بشر چه خرافههایی را میسازد!) نذر کرد که قربانی کند تا فرزند دار بشود، بعد احساس کرد در شکم خودش فرزند پیدا کرده و به جای یکی دو فرزند پیدا شد، دوقلو زایید، یکی اهورامزدا و دیگر اهریمن، و بعد این اهریمن و اهورامزدا چندین هزارسال با همدیگر مصاف دادند، چنین و چنان کردند، از این مهملات.
یک نفر مسلمان باید همیشه خودش را از این گونه عقاید مبرا و منزه بداند و مخصوصا سوره مبارکه «قُلْ هُوَ اللهُ اَحَدٌ» را ]مدّ نظر داشته باشد.[ البته این مضمون در قرآن زیاد تکرار شده، مانند : اَلْحَمْدُ للهِِ الَّذی لَمْ یتَّخِذْ وَلَدآ وَ لَمْ یکنْ لَهُ شَریک فِی الْـمُلْک وَ لَمْ یکنْ لَهُ وَلِی مِنَ الذُّلِّ وَ کبِّرْهُ