مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٢٤ - آشنایی با قرآن (١١)
مجموعه آثار اسـتاد شهید مطـهری، جلد ٢٨، ص: ٣٢٤
وَ اَهْدِیک اِلی رَبِّک فَتَخْشی. آیا دلت میخواهد تو را به رب خودت هدایت کنم؟ خیلی تعبیر لطیف عجیبی است! چون قبل داشتیم: اِذْ نادیهُ رَبُّهُ رب موسی موسی را ندا کرد، انسان فکر میکند اینجا هم باید میفرمود: وَ اَهْدِیک اِلی رَبّی فَتَخْشی تو را هدایت کنم به پروردگار خودم. با اینکه پروردگار موسی و پروردگار فرعون دو تا نیست و یکی است ولی تعبیر خیلی فرق میکند از جنبه استعطاف و اینکه حس عطوفت او را جلب کند: من آمدهام که تو را به همان پروردگار خودت، به پرورش دهنده خودت، به خدای خودت دعوت کنم؛ تو را راهنمایی کنم به سوی پروردگار خودت که وقتی به او راهنمایی شدی و او را شناختی، لازمه شناختن او خشیت است. اِنَّما یخْشَی اللهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ[١] . هر مقدار مردم بیشتر عالم بالله و عارف بالله بشوند، خدا را بیشتر میترسند. آن که از خدا هیچ نمیترسد خدا را نمیشناسد. آن که خدا را یک ذره میشناسد یک ذره از خدا میترسد، چون خشیت الهی عظمت و هیبت الهی است. آن که خدا را از همه بیشتر میشناسد، از همه بیشتر خشیت الهی را دارد. پیغمبر فرمود: اَعْرَفُکمْ بِرَبِّهِ اَخْوَفُکمْ مِنْ رَبِّهِ. هر که از شما خداشناستر است، از خدا هم ترسانتر است. آیا علی بیشتر از خدا میترسید یا ما و شما؟ ما که از خدا نمیترسیم، ولی علی چرا اینقدر میترسد؟ چون علی خدا را میشناسد. ما به آن دلیل که خدا را نمیشناسیم نمیترسیم. وَ اَهْدِیک اِلی رَبِّک فَتَخْشی. تو را راهنمایی کنم به پروردگار خودت که وقتی راهنمایی کردم و عارف او شدی از او میترسی و دیگر آنگاه که در مقابل هیبت و عظمت او قرار بگیری خودت را یک بنده میدانی و در زی عبودیت ظاهر میشوی، دیگر طغیان نمیکنی چون هر طغیانی یک عمل ضد عبودیت و خدانشناسی است. این همه سرکشیها و ستمگریها به علت خدانشناسی توست. من میخواهم خدا را بشناسی، خشیت الهی در دل تو پیدا شود، آنگاه دیگر طغیانها مثل برفی که در مقابل آفتاب تموز قرار بگیرد همه آب میشود و از بین میرود.
در اینجا چون نظر به قسمت خاصی یعنی همان مسئله طغیان و طاغیگری فرعون است قرآن قسمتهای دیگری که بعد فرعون به موسی چه گفت، بعد موسی چه گفت و چندین بار سؤال رد و بدل شد تا رسید به آنجا که موسی اظهار معجزه کرد، اینهایی که در وسط بوده، بیان نکرده.
فَاَریهُ الاْیةَ الْکبْری. پس موسی آن بزرگترین آیتها یعنی بزرگترین معجزهها را به او ارائه داد که همان معجزه عصا باشد. با همه اینها که دعوتی به این ملاطفت و نرمی ]انجام شده و[ پیغمبر خدا آمده با این ملاطفت به او میگوید: هَلْ لَک اِلی اَنْ تَزَکی. وَ اَهْدِیک اِلی رَبِّک فَتَخْشی، بعد هم از موسی معجزه میخواهند، معجزهای اینچنین ظاهر میکند، بعد میگویند: این معجزه سحر است،
[١] . فاطر / ٢٨.