مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١٢ - آشنایی با قرآن (١١)
مجموعه آثار اسـتاد شهید مطـهری، جلد ٢٨، ص: ٢١٢
واماندهای بودند که هیچ کس با اینها ازدواج نمیکرد. همین حفصه دختر عمر را عمر خودش اول به ابوبکر پیشنهاد کرد، گفت: بیا او را بگیر (دختر بیوه بدگلی هم بود)، نگرفت. به عثمان پیشنهاد کرد، نگرفت. بعد به پیغمبر پیشنهاد کرد، پیغمبر گرفت. تا آخر عمر هم گاهی که حفصه با عایشه و زنهای دیگر شلوغی راه میانداختند به او میگفت: من به زور تو را به پیغمبر چسباندم، حساب کار خودت را داشته باش، و واقعآ هم به زور او را چسبانده بود. مقصودم این است که حفصه دیگر کسی نبود که از این جهات برای پیغمبر یک ارزشی داشته باشد. و اما حتی اگر فرض کنیم که از این جهت چنین چیزی وجود نداشته، برای یک ولی از اولیای خدا اگر زنهای متعدد به شکلهای متعدد داشته باشد چنانچه این امر نه تعادل اخلاقی او را بهم بزند و نه حقی از اجتماع پایمال کند(یعنی این طور نباشد که زمینه ازدواج با آن زنها برای دیگران هست و او از دیگران ربوده)[١] و به عبارت دیگر نه به روح او صدمه بزند و نه به جامعه او ضربه بزند، این امر در دنیا هم بد نیست. پس مسئله شهوتپرستی مطرح است. پرستش یک شیء یعنی آن نهایت امر ]واقع شدن آن شیء. شهوتپرست یعنی[ آن که فقط شهوت سرش میشود.
فلسفه نعیمهای جسمانی در قرآن
پس آنچه که در قرآن راجع به نعیمهای جسمانی آمده است، نه تنها حاکی از نقص نیست بلکه از جامعیت قرآن حکایت میکند چون «انسان» به آن دنیا میرود نه اینکه نیمی از انسان میرود. اگر مثلا قوه عقل انسان میرفت ولی قوه باصرهاش نمیرفت، قوه سامعهاش نمیرفت، قوه لامسهاش نمیرفت، قوه هاضمهاش و به طور کلی قوهای که میخورَد و میآشامد (اکل و شرب) نمیرفت ]آن سخن که وجود نعیمهای جسمانی در آن جهان نقص است قابل قبول بود[ ولی انسان به تمام وجودش به آن عالم میرود و در نتیجه اگر به کمالات انسانی و معنوی رسیده باشد باید هم تمام وجودش از تمام لذتها استفاده کند و البته شک ندارد که لذتهای ]معنوی بسی بالاتر است، [همین طور که در این جهان مقام حیوانیت یک مقام است و انسان حیوان هم هست که به موجب حیوانیت خود میخورد، میآشامد و میخوابد، و مقام انسانیت خیلی بالاتر است.
قرآن بعد از اینکه از بهشت و «جَنّاتٍ تَجْری مِنْ تَحْتِهَا الاَْنْهارُ» نام میبرد میفرماید: وَ رِضْوانٌ مِنَ اللهِ اَکبَرُ[٢] . گویی به این تعبیر گفته: ولی یک ذره رضوان الهی یعنی رسیدن به مقام رضای الهی که او از خدا راضی و خدا از او راضی ـ که برای ما قابل تصور نیست که مطلب یعنی چه و چگونه
[١] . بلكه در جامعهای باشد كه این كار تضییع حقوق دیگران نیست.
[٢] . توبه / ٧٢.