مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢٩ - آشنایی با قران (١٠)
مجموعه آثار اسـتاد شهید مطـهری، جلد ٢٨، ص: ١٢٩
چهره او بر میدارد. سَفَرَ هم عیناً همان معناست. الآن در زبان عربی بیحجابی را سُفور میگویند. وقتی میخواهند بگویند زنهای بیحجاب، میگویند سافرات، یعنی آن که ساتر را از خودش برداشته و دور افکنده است.
میدانیم، ما صبح صادق داریم و صبح کاذب که صبح کاذب صبح نیست. صبح کاذب این است که در افق از طرف شرق قبل از آنکه موقع طلوع حقیقی صبح باشد سپیدهای ولی به شکل عمودی پیدا میشود و بعد پخش میشود که معمولاً در دهات مثلاً دُم گرگی میگویند، یک چیزی مثل دُم گرگ، یعنی سفید و سیاه با هم مخلوط ولی عمودی. آن ملاک نیست. اما صبح صادق ]وقتی است که [نور مانند یک خط یکمرتبه به طور افقی ظاهر میشود و روشن میگردد. در مقام تشبیه، گویی پردهای روی جمال صبح افتاده، نقابی روی چهره صبح افتاده، تدریجاً این نقاب را برمیدارد. مثل زنی که نقاب روی چهرهاش افتاده باشد و تدریجاً این نقاب را بردارد. اینجا تعبیر «اَسْفَرَ» کرده است که همان معنا را میدهد: سوگند به سپیده دم آنگاه که نقاب و پرده از چهره خود بر میدارد، یعنی سوگند به هنگام طلوع صبح. فجر نیز همین است: وَ الْفَجْرِ. وَ لَیالٍ عَشْرٍ[١] سوگند
به فجر.
این سوگندهای متعددی که قرآن به فجر و به عبارات مختلف به ساعات آخر شب، چه ساعات سحر و چه ساعات طلوع صبح میخورد، اینها همه نشان میدهد عنایت خاصی را که قرآن کریم به این وقت دارد، یعنی اثری که این وقت برای انسان دارد. اینکه پی در پی به اینها قسم میخورد معلوم است که قرآن نمیخواهد یک آدم مسلمان در این گونه ساعات غرق در خواب باشد. یا: قُلْ اَعوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ[٢] . بگو پناه میبرم به پروردگار سپیده دم. فلق نیز به معنی سپیده دم است. اینجا میفرماید: وَ الصُّبْحِ اِذا اَسْفَرَ سوگند به صبح، سوگند به سپیده دم آنگاه که پرده از چهره بر میافکند.
پس اینجا سه تا سوگند پشت سر یکدیگر آمد : کلّا وَ الْقَمَرِ سوگند به ماه تابان. وَاللَّیلِ اِذْ اَدْبَرَ و به شب هنگامی که در حال رفتن است، پشت کرده و میرود، یعنی سحرگاه، آخر شب. وَالصُّبْحِ اِذا اَسْفَرَ و به سپیده دم آنگاه که پرده از چهره بر میافکند.
فضیلت نافله صبح
در میان نوافلی که انسان میخواند، با آن همه فضیلتی که نوافل شب دارد، نافله صبح یعنی آن دو
[١] .فجر/١ و ٢.
[٢] .فلق / ١.