مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٨٢ - آشنایی با قرآن (١١)
مجموعه آثار اسـتاد شهید مطـهری، جلد ٢٨، ص: ٢٨٢
یوم الفصل است میقات بوده است.
معنی میقات
میقات از ماده «وقت» است. اگر برای امری و قضیهای زمانی را معین کنند که با رسیدن آن زمان و آن لحظه مثلا فلان تحول باید به وجود بیاید؛ فرض کنید که میگوییم فلان قضایا در آینده واقع میشود یا باید واقع بشود؛ اگر یک لحظه معینی را تعیین کردید که قرارها برای آن لحظه معین باشد (سررسید مانندی)، به آن لحظه معین «میقات» میگویند. در مفهوم «میقات» این معنی نهفته است که آنچه که قبلا بوده است، برای کی؟ برای چه وقتی؟ برای چه زمانی؟ مقدمه چیست؟ میگویند مقدمه فلان چیز. بعد که فرمود: آیا ما زمین را آرامگاه و گاهواره برای شما قرار ندادیم؟ آیا کوهها را به منزله میخها برای زمین قرار ندادیم؟ آیا شما را جفت نیافریدیم؟ آیا خواب را موجب آسایش شما قرار ندادیم؟ روز و شب را چنین قرار دادیم، نظام عالم را چنین، ماه و خورشید را چنین، ابر را چنین، گیاه و درختان را چنین قرار دادیم، کأنه همه برای این است که وعدهگاه همه اینها کجاست؟ گویی همه اینها به سوی یک وعدهگاه میروند. میفرماید: اِنَّ یوْمَ الْفَصْلِ کانَ میقاتآ. کانَ، در گذشته، از اولِ اول، میعادگاه و وعدهگاه همه اینها یومالفصل است. مانند اینکه قافلهای را به حرکت در میآورند، هر فردی از جای خودش حرکت میکند، این فرد یک ساعت قبل حرکت میکند، او یک ساعت بعد حرکت میکند، دیگری یک روز قبل حرکت میکند و دیگری دو روز بعد؛ ولی یک جا و یک زمان را وعدهگاه کل قرار میدهند، میگویند فلان روز فلان جا وعدهگاه ما؛ یعنی همه اینها با همه اختلافی که دارند، با همه پس و پیشیها، با اینکه مثلا یکی با اتومبیل میرود یکی با هواپیما و یکی با اسب، ولی همه اینها یک وعدهگاه دارند که در آن وعدهگاه همه باید جمع بشوند. از اولِ اول وعدهگاه همه که به سوی او میروند و همه بالاخره کارشان به آنجا منتهی میشود یک چیز است. پس نهایت و منتها و آخر همه این جریانها به یک جا منتهی میشود که آن اسمش «یومالفصل» است و در واقع آن یومالفصل است که بهوجود آورنده همه اینهاست. اصلا فلسفه وجود همه اینها اوست. اگر همه حرکتها به سوی یک وعدهگاه باشد، یعنی فلسفه همه این حرکتها بودنِ در آن وعدهگاه است. او خودش به منزله فلسفه وجودی همه اینهاست.
معنی یومالفصل
حال چرا قیامت را «یومالفصل» میگویند؟ اصل لغت «فصل» به معنی جدا کردن است. اگر بخواهند چیزهایی را که از یک جنس نیستند و مختلفند و با یکدیگر آمیخته هستند از یکدیگر جدا کنند، این کار را «فصل» میگویند. آن کاری که یک کشاورز میکند که مثلا گندم میکارد؛ بعد که این