مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٨٨ - آشنایی با قرآن (١٢)
مجموعه آثار اسـتاد شهید مطـهری، جلد ٢٨، ص: ٣٨٨
مثل چیزی که جمعش کنند و به هم بپیچند و به گوشهای بیندازند. در آن وقت، دیگر این خورشید کار و وظیفهاش تمام شده. وَ اِذَا النُّجومُ انْکدَرَتْ. آنگاه که این ستارههای فروزنده، خاموش و منکدر و بی فروغ شوند. وَ اِذَا الْجِبالُ سُیرَتْ. آنگاه که کوهها سیر و حرکت داده شوند. یعنی اوضاع و زلازلی در زمین پیدا میشود که این کوهها مثل تخته سنگی که در زلزلههای کوچک از جایی به جایی پرت میشود، به این طرف و آن طرف پرتاب شوند.
وَ اِذَا الْعِشارُ عُطِّلَتْ[١] . قرآن در اینجا یک مثال عاطفی ذکر کرده است. اگر کسی از حیوانی نگهداری کرده باشد میداند که سر و کار داشتن با حیوانات، عالَمی دارد. یادم هست در فریمان[٢] که بودیم در منزل اسب و الاغ و گاو و گوسفند داشتیم. زمانی که یکی از این حیوانات آبستن بود و زاییدنش نزدیک میشد، گویی تمام خانواده (مخصوصا ما که بچه بودیم) تحت تأثیر این مسئله بود. روزی چندین بار میرفتیم سراغ این حیوان تا از اوضاعش باخبر باشیم و شبها اهل منزل چندین بار چراغ برمیداشتند و سراغش میرفتند. خلاصه آن روزها عزیزترین ایام زندگی این حیوان از جهت مراقبت بود.
برای عرب، شتر که هم حیوانی باربر بوده و هم مُنتج و بچهآور، خیلی مورد علاقه بوده است، تا جایی که علاقه اینها به شتر و بچه شتر (به قرینهای که خود قرآن بعدا ذکر میکند) صد درجه از علاقه به بچههای خودشان بیشتر بوده، چون بچه خودشان را میکشتند ولی بچه شتر را هرگز نمیکشتند.
این آیه در مقام تمثیل، این عزیزترین مال را که انسان عاطفه خاصی هم نسبت به او دارد مطرح میکند. «عِشار» یعنی شترانی که به دهماهگی از آبستنی رسیدهاند، یعنی به زمانی که انسان هرگز حاضر نیست آنها را رها کند، چون غیر از این که از جنس مال است، عاطفه انسان هم اقتضا نمیکند که آن را رها کند. میفرماید: در آن هنگام برای انسان چنان حالت به خود مشغولی پیدا میشود که عزیزترین مالش را که در زندگی دنیا اینقدر به آن علاقه دارد رها میکند و اصلا به چنین چیزهایی فکر نمیکند.
وَ اِذَا الْوُحوشُ حُشِرَتْ. آنگاه که حیوانات وحشی جمع گردند. این آیه را به دو صورت میشود بیان کرد. یکی این که مقصود این باشد که حیوانات هم محشور میشوند[٣] ، و دوم این که ـچنان که بعضی میگویندـ مقصود از این که وحشها جمع میشوند این باشد که در اثر این زلازل
[١] . عُطِّلَتْ یعنی معطل بمانند. بعضی ترجمه كردهاند به این كه «شتران آبستن بار نهند». این ترجمه اشتباه است.
[٢] . [زادگاه استاد در ٧٥ كیلومتری مشهد مقدس.]
[٣] . البته این كه حیوانات هم در قیامت حشری داشته باشند مانعی ندارد و این خودش بحثی است كه آیا حیواناتهم حشر دارند یا نه؟ بعضی هم گفتهاند مقصود از وحوش در این آیه انسانهای وحشی است نه حیوانات.