مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٠٨ - آشنایی با قرآن (١١)
مجموعه آثار اسـتاد شهید مطـهری، جلد ٢٨، ص: ٢٠٨
مانده. باقی ماندن در حد حیوان برای حیوان نقص نیست ولی برای انسان نقص است. پس نقصش در نرفتنِ بالاتر است نه در داشتن این.
دو ریشه بدیها و نقصها
عیبها و نقصها در دو جهت خلاصه میشود. یکی همین که عرض کردم: انسان با یکی از استعدادهای خودش آنچنان عمل کند که سبب بطلان استعدادهای دیگر گردد، مثلا بشود شکمپرست. وقتی شد شکمپرست، یعنی همه استعدادهای دیگر که در انسان هست: خداپرستی، خدادوستی، حقپرستی فدای این استعداد بشود. جهت دیگر، مسئله حقوق انسانهای دیگر است. انسان همین طور که از نظر درون خودش و اخلاق خودش یک حدی دارد و باید اعتدال را رعایت کند و اگر زیادهروی کند سایر استعدادهای خودش را از بین برده و تلف کرده است، از نظر اجتماع هم حدودی دارد: این تنها من نیستم که باید از مواهب اجتماع استفاده کنم، دیگران هم عینآ مانند من هستند. اگر کاری سبب شود که به حقوق دیگران تجاوز شود باز بد است و این هم ناشی از این است که من میخواهم بروم جلو به قیمت اینکه او عقب بماند، وقتی او عقب ماند او هم میزند تو سر یکی دیگر و او هم میزند تو سر یکی دیگر، در آخرش تو خودت هم که میخواستی جلو بروی جلو نرفتهای. پس مسئله دوم حقوق جامعه است.
به عبارت دیگر دو مسئله وجود دارد: حقوق اعضا و جوارح خود انسان ]و حقوق جامعه هر لذتی که سبب پایمال شدن حقوق اعضا و جوارح و غرایز و استعدادهای دیگر انسان بشود تا آنجا که سبب تضییع آن حقوق شده است بد است. پیغمبر(ص) میگوید: اگر خداپرستی تو سبب شود که حق بدنت ضایع شود درست نیست. نه فقط بدن نباید حق روح را ضایع کند، روح هم نباید حق بدن را ضایع کند. به این میگویند حکمت. به رسول اکرم گفتند: یا رسولَ الله! عدهای از اصحاب شما تارک دنیا شدهاند، زن و بچه و همه کارها را رها کردهاند و کارشان فقط نماز است و روزه و عبادت و شب زندهداری. اینها را طلبید، فرمود: دین من دین این حرفها نیست. همه ائمه ما این جمله را گفتهاند که بدنت هم به تو حقی دارد. خیلی حرف عجیبی است! میگوید این بدنت، این قوا، همین استعدادهای جسمانی هم حقی و حظّی دارند، تو مدیون حقوق آنها هستی. این چشم هم در دنیا حقی دارد، باید ببیند، اگر شما نگذاری چشم در اندازه حق خودش از حق خود استفاده کند مدیون همین عضو خودت هستی.
در کافی روایت خیلی مفصلی است راجع به حقوق اعضا، در بابی تحت این عنوان که هر عضوی از اعضای انسان به گردن انسان حقی دارد و حدی. از حدش نباید تجاوز کند، ولی حقش را هم باید به او داد. ]همین طور است درباره حقوق جامعه. اگر لذتی موجب تضییع حقوق جامعه