مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٧ - آشنایی با قران (١٠)
مجموعه آثار اسـتاد شهید مطـهری، جلد ٢٨، ص: ٩٧
حدود ده قنطار ثروت طلا داشت و هریک از اینها را به عنوان سرمایه در اختیار یکی از همین غلامهای خودش قرار داده بود که برایش تجارت میکردند. مرد بسیار متمکن و ثروتمندی بود و اتفاقآ فرزندان زیادی هم داشت. میدانید که در زندگی قبیلهای فرزند خیلی ارزش دارد. در آن زندگیها که حساب جنگ و حمله و گریز و دفاع و این حرفها هست مرد داشتن خیلی اثر دارد، قبیله داشتن و عشیره داشتن خیلی مؤثر است. بعد هرچه تمدن پیش میرود، قبیله و عشیره و برادر زیاد داشتن و پسرعمو و پسرعمه و پسرخاله زیاد داشتن ارزشش را از دست میدهد و بیشتر ارزشها روی خود شخص قائم میشود. ولی در زندگیهای قبیلهای، داشتن فرزندان زیاد، برادرهای زیاد، بنی اعمام زیاد، بیشتر از زندگیهای تمدنی مؤثر است. او ده پسر داشت و قهرآ این ده پسر برومند برای او قدرتی شمرده میشدند. و بعلاوه نسبت به دیگران یک مرد مثقّفی بود، یعنی یک مرد فرهنگی و فرهنگشناس بود چون اینها تاجر و تاجرپیشه بودند و تنها به محیط مکه قناعت نمیکردند که توقف کنند. اولا باغهایی در طائف داشت، میرفت در آنجا با مردم طائف نشست و برخاست میکرد. ثانیآ تجارت به ایران و شام و یمن میکرد. اینها سفرهایی در مراکز متمدن دنیای آن روز میکردند. این بود که اشخاص واردی بودند. و ثالثآ یک آدم شعرشناس و ادیب بود و به ادبیات آن روز عرب کاملا آشنا بود.
پیغمبر اکرم در دعوت خودشان از جمله کارهایشان این بود که از آزادیای که به خاطر کعبه وجود داشت استفاده میکردند، میآمدند در کنار کعبه در حِجر اسماعیل و مانند آن در نزدیک کعبه مینشستند، شروع میکردند با صدای بلند قرآن خواندن و بسیاری از مسلمین در همین جاها به اصطلاح امروز شکار شدند یعنی با قرآن خواندن پیغمبر اکرم جذب شدند؛ آمدهاند نشستهاند ]و آیات قرآن را شنیدهاند،[ بعد تحقیق کردهاند و مسلمان شدهاند.
تأثیر قرآن بر ولید بن مُغَیره
آمدند پیش ولید که این محمد جوانانمان را یکی بعد از دیگری دارد گمراه میکند، یک فکری باید برایش کرد. به این نتیجه رسیده بودند که ما باید یک توجیهی برای قرآن بسازیم؛ این به صورت یک موج معنوی و یک فکر درآمده، فکر را با زور نمیشود از مغز جوانهای امروز بیرون آورد. قلمرو زور تا یک حد معینی است، از آن بیشتر دیگر قلمرو آن نیست. عدهای از این مردم و جوانها باورشان آمده است که قرآن سخن خداست، حالا ما باید یک فکر دیگری، یک تبلیغی در این زمینه بکنیم که باورشان نیاید. به او گفتند که تو بیا ببین چه توجیهی میتوانی بکنی؛ با او مشورت کردند. گفت من خودم باید یک بار سخن او را بشنوم. قرار شد در یک نوبت که پیغمبر اکرم میآیند در نزدیک کعبه مینشینند به قرآن خواندن، او بیاید آنجا و خودش استماع کند. روزی به