مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٨٥
مجموعه آثار اسـتاد شهید مطـهری، جلد ٢٨، ص: ٧٨٥
چهل و پنج سال بیشتر فاصله نبوده. مثل این است که ما الان قضیهای مربوط به چهل و پنج سال پیش را بگوییم که هزارها نفر هستند که در آن زمان بودهاند و قصه مربوط به صد یا دویست سال پیش نیست که بگوییم از مردم آن زمان کسی نیست. این آیه در مکه نازل شده و قضیه مربوط به خود مکه است. بعلاوه پیغمبر است که این مطلب را میگوید، در مقابل مردمی که دنبال این هستند که یک نقطه ضعف در حرفهایش پیدا کنند و بگویند این حرفت را درست نگفتی. این خودش نشانه این است که برای همه مردم مکه خصوصا آن پیرمردهایشان این قضیه یک امر مسلّمی بوده.
آیا ندیدی؟ این «ندیدی» خطاب به یک فرد معین نیست؛ بلکه یعنی: ندیدید ای مردم! «ندیدید» میگوید چون هنوز بودند مردمی که اصلا شاهد آن اوضاع بودند. آیا ندیدی پروردگار تو چگونه عمل کرد و چگونه رفتار کرد با یاران پیل؟! قرآن اسم اینها را «اصحاب الفیل» گذاشته. اصحاب یعنی یاران. در زبان عرب وقتی چیزی را مرکز قرار میدهند و میخواهند آنهایی را که به او اضافه دارند به او نسبت بدهند میگویند یاران او. اصحاب الفیل یعنی این مردمی که با فیل به جنگ کعبه آمده بودند.
اَ لَمْ یجْعَلْ کیدَهُمْ فی تَضْلیلٍ آیا خدا مکر اینها را غرق در تضلیل نکرد؟! ما در ذیل تفسیر سوره مبارکه اَلَّذینَ کفَروا وَ صَدّوا عَنْ سَبیلِ اللهِ اَضَلَّ اَعْمالَهُمْ[١] بحثی کردیم که ضلالت را گاهی به خود انسان نسبت میدهند و گاهی به عمل. وقتی که به خود انسان نسبت میدهند، درباره آدمی میگویند که جهت واقعیاش را گم کرده. و وقتی که به عمل نسبت میدهند مثل این چیزی است که امروز ما میگوییم «سردرگمی». گاهی یک سیاست، سردرگم میشود، اصلا نمیفهمد چکار بکند. یکدفعه میبینید یک کاری میکند در این جهت، باز یک کاری میکند در آن جهت. یکدفعه میبینید سختگیری میکند، دو روز دیگر آسان میگیرد. نمیفهمد چکار میخواهد بکند. کار خودش را نمیفهمد. حالت سردرگمی پیدا میکند، یعنی عملش گمراه میشود و جهت ندارد، دیگر نمیفهمد چکار بکند.
اَ لَمْ یجْعَلْ کیدَهُمْ فی تَضْلیلٍ. خدا آن مکر و نیرنگ و نقشه آنها را که نقشه کشیده بودند بیایند کعبه را خراب و با خاک یکسان کنند، بعد مرکزیت را به صنعا منتقل کنند ]در سردرگمی قرار داد.[ اینها خیال میکردند ارزش کعبه آن وضع حاضری است که دارد که چهار تا بت در آن هست، نمیدانستند ارزش کعبه ارزشی است که خدا از چند هزار سال پیش به واسطه ابراهیم و اسماعیل ]برای آن قائل است[ و دعای آنها را مستجاب کرده و آنها دعایی دارند که خدا وعده داده در آخرالزمان به وسیله پیغمبر آخرالزمان مستجاب کند؛ امروز این کعبه غصب است در دست چهار تا
[١] . محمد (ص) / ١.