مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٠١ - آشنایی با قرآن (١٣)
مجموعه آثار اسـتاد شهید مطـهری، جلد ٢٨، ص: ٥٠١
یک شانه در جای دیگر و... . اگر جای اینها عوض شود فرقی نمیکند، این یک مجموعهای است که اینجا گذاشته. در این مرکبات این جور نیست، هر چیزی در یک «جا» قرار گرفته که یگانه جای منحصرش همان است، یعنی مثلا چشم در یک جا قرار گرفته است که هیچ جای دیگری بهتر از آن وجود ندارد. هر چیزی را در جای خود ]قرار داده است. [گوش در جایی قرار گرفته که بهترین جای او همان است. قلب و مغز و اعصاب همین طور. اگر شما معده را به جای مغز بگذارید مغز را به جای معده، چشم را به جای گوش بگذارید گوش را به جای چشم، دهان را به جای بینی و بینی را به جای دهان، خرابش کردهاید. در مجموعِ عالم هم همین طور است، اگر کسی بتواند زمین و سیاره دیگری و خورشید و مانند اینها ـ که علم بشر به اینها نمیرسد ـ بلکه کل عالم را در نظر بگیرد میبیند هر موجودی در مدار خودش و در جای خودش قرار گرفته.
اندازهگیری
وَ الَّذی قَدَّرَ خدایی که اندازهگیری کرد، تقدیر کرد. تقدیر یعنی اندازهگیری. نه این است که خدا آفرید و رها کرد؛ مثلا خدا انسان را آفرید اما اندازهاش را دیگر در نظر نگرفت که او را به اندازه یک مورچه بیافریند یا یک کوه. یا ابعاض و اجزاء انسان را که آفرید، مثلا برای انسان دست و پا آفرید، ]در نظر نگرفت که[ اندازه دست و پا چقدر باشد، پا بزرگتر باشد یا دست، کدام انگشت بزرگتر باشد کدام کوچکتر، یا چشم اندازهاش چقدر باشد، بینی چقدر باشد، دهان چقدر باشد؛ بلکه برای هر چیزی اندازه و حد قرار داده. حتی خود عمر حساب دارد؛ برای هر چیزی یک مدت معین و اجل معین قرار داده است.
هدایت
فَهَدی. بعد از خلقت و اصل ایجاد، تسویه (جا به جا کردن و هر چیزی را در جای خود قرار دادن) و تقدیر (برای هر چیزی یک اندازه و حد معین قرار دادن)، بعد از همه اینها آیا موجودات را رها کرد؟ یا نه، یک آخرین مرحلهای دارد؟ آخرین مرحله، هدایت است. هر موجودی را در مرتبه خودش مجهز کرد به وسایلی که او را در راه خودش هدایت میکند؛ یعنی موجودات را گمراه نگذاشت، موجودات راه دارند. مقصود این است که موجودات عالم طبیعت این جور آفریده شدهاند[١] که وجود آنها از نقص شروع میشود به سوی کمال، یعنی هر موجودی یک راه دارد که باید آن را طی کند. حرکت، ذاتی این عالم است. حال، آیا موجودات را در حرکتهایشان سر در گم
[١] . اگر غیر از این باشد، این طبیعت دیگر طبیعت نیست.