مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٠٣ - آشنایی با قرآن (١٣)
مجموعه آثار اسـتاد شهید مطـهری، جلد ٢٨، ص: ٥٠٣
اگر انسانهایی که در روی زمین هستند نمیرند، اگر مرگ از روی زمین برداشته شود و فرض کنیم آذوقه هم به همه انسانها برسد (چون آذوقه وافی نخواهد بود) حساب کردهاند، در یک مدت معینی، شاید سه چهار قرن، زمین چنان میشود که انسانها فقط امکان ایستادن دارند که به صورت «کتابی» بایستند و نمیتوانند تکان بخورند، مثل مجلسهایی که خیلی ازدحام میشود. تازه، اگر فقط اینها بمانند، بعدش چه؟ اگر مرگ نبود ما هم نبودیم. ما که هستیم از مرگ خودمان غصه میخوریم در صورتی که اگر مرگ نبود ما نبودیم. اگر مرگ نبود همان اوّلیها بودند و تا ابد هم همان اوّلیها بودند. ما از نعمت مرگ آنها حیات پیدا کردیم. اگر آنها نمرده بودند که ما نبودیم. اگر گیاهها نمیرند و خشک نشوند که نوبت به گیاههایتر و تازه دیگر نمیرسد.
برداشتن نسیان از پیامبر (ص)
تا اینجا صحبت تسبیح و توحید است. وقتی گفت: تنزیه کن نام پروردگارت را، خصوصا به این معنا که گفتیم، یعنی با اسم پروردگارت اسم دیگر را نبر، توحید را در مرحله لفظ هم حفظ کن تا چه رسد به مرحله قلب، تا چه رسد به مرحله عمل؛ آنوقت مطلب دیگری را شروع میکند : سَنُقْرِئُک فَلا تَنْسی اِلّا ما شاءَ اللهُ. اِنَّهُ یعْلَمُ الْجَهْرَ وَ ما یخْفی. این قسمت خصلت بشری ]پیامبر را ذکر میکند [که مثل دیگران وقتی چیزی به او گفته میشد احیانا امکان فراموشی برایش بود. از دو آیه دیگر قرآن استفاده میشود که وقتی پیامبر در حالی بود که وحی فرود میآمد، از این طرف وحی فرود میآمد، هنوز تمام نشده جملهها را تکرار میکرد، کأنه میخواست که اینها در ذهنش بماند و فراموش نشود. در یک جا فرمود: وَ لا تَعْجَلْ بِالْقُرْ انِ مِنْ قَبْلِ أنْ یقْضی اِلَیک وَحْیهُ[١] به قرائت عجله نکن پیش از آنکه وحیش به پایان برسد، یعنی هیچ تلاوت نکن، بگذار وحی به آخر برسد بعد تلاوت کن.
در یک آیه دیگر فرمود: لا تُحَرِّک بِهِ لِسانَک لِتَعْجَلَ بِهِ. اِنَّ عَلَینا جَمْعَهُ وَ قُـرْ انَهُ[٢] . زبانت را حرکت نده برای اینکه عجله داری به تلاوت آنچه بر تو نازل شده است. جمع کردن و ضمیمه کردن اینها، به صورت کتاب درآوردن اینها با خودمان است؛ یعنی ما این را ضمانت کردهایم.
در این آیه به این تعبیر فرمود که ما نسیان را از تو برداشتیم: سَنُقْرِئُک فَلا تَنْسی و اینجا بود که اصلا یک تغییر حالتی در پیغمبراکرم از نظر حافظه پیدا شد که دیگر اصلا این حرفها نبود؛ اگر وحی نازل میشد، یک سوره بزرگ مثل سوره بقره یا سوره مائده ـ که از آخرین سورههایی است که بر پیغمبراکرم نازل شده و یکجا هم نازل شده ـ از اول تا آخرش یکمرتبه نازل میشد نقش
[١] . طه / ١١٤.
[٢] . قیامة / ١٦ و ١٧.