مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٥٧ - آشنایی با قرآن (١٢)
مجموعه آثار اسـتاد شهید مطـهری، جلد ٢٨، ص: ٣٥٧
مکتوم چون خودش کور بود، نمیدید چه کسی رویش را ترش کرد؛ حال یا فهمید یا نفهمید. حضرت صادق میفرماید: «آن روترشکننده فردی از اُمویین بود (یعنی عثمان بود که چنین کاری کرد) و مورد این ملامت و عتاب، آن شخص است نه پیغمبر اکرم.» و تفسیر المیزان ]برای اثبات این مدعا[ قرائن زیادی ذکر میکند.
بعدا مفسرین اهل تسنن و بعضی از غیر اهل تسنن ]که معتقدند آن شخص پیغمبر اکرم بوده است[ این مسئله را مطرح کردند که: این کار یک کار خلاف شمرده میشود؛ آنوقت چطور میشود رسول اکرم چنین کار خلافی را مرتکب شده باشد؟ خودشان جواب میدهند که: هنوز این دستور نرسیده بود که نباید چنین کاری کرد. کار، آنوقت خلاف است که دستورش قبلا رسیده باشد، بعد مخالفت شود؛ ولی چیزی که هنوز دستورش نرسیده است، خلاف شمرده نمیشود. ممکن است یک امری بعدها دستور اکید بر خلاف بودنش صادر شود، در این صورت قبل از آن که آن دستور نازل شود، خلاف شمرده نمیشود.
ولی تفسیر المیزان این جواب را رد میکند؛ میگویند: اولا برخی خلافها هست که احتیاجی به دستور شرع ندارد؛ عقل هم برای تشخیص خلاف بودن آن کافی است. مثلا گفتهاند: مسافر در سفر، نمازش را قصر کند و روزهاش را بخورد. قبل از این که این دستور برسد، اگر کسی در سفر روزه بگیرد و نمازش را تمام بخواند خلاف نیست چون هنوز دستور نرسیده. بعد که دستور رسید اگر کسی بر خلاف آن عمل کند خلاف کرده. قبل از دستور و بعد از دستور فرق میکند، چون این یک دستور تعبدی است و دستوری نیست که هرکسی به فطرت و عقل خودش درک کند. ولی برخی خلافها هست که لزومی ندارد که دستور بدهند؛ انسان به فطرت و وجدان خودش هم خلاف بودن آن را درک میکند. آیا پیغمبر اکرم قبل از آن که دستور صریح وحی به او برسد، احساس نمیکرد که تحقیر کردن و بیاعتنایی کردن به فقیر و اعمی ـ از آن جهت که اعمی و فقیر است و از طبقه پست است ـ امر نامطلوبی است، که قرآن باید به او دستور بدهد؟! ثانیا ایشان[١] آیات زیادی از قرآن میآورند که در آنها به پیغمبر دستور رسیده که نسبت به مؤمنین خفض جناح کن: وَ اخْفِضْ جَناحَک لِمَنِ اتَّبَعَک مِنَ الْـمُؤْمِنینَ[٢] و ثابت میکنند که بعضی از این آیات قبل از آیه عبس نازل شده. پس این گونه هم نیست که قبل از این قضیه در این موضوع دستوری نرسیده باشد. مخصوصا آنجا که خدا در سوره قلم (که میگویند دومین سورهای است که نازل شده است) خطاب به پیغمبر میفرماید: وَ اِنَّک لَعَلی خُلُقٍ عَظیمٍ[٣] تو الآن آن عالیترین اخلاقهایی که یک انسان
[١] . [علامه طباطبایی]
[٢] . شعراء / ٢١٥.
[٣] . قلم / ٤.