مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٤٧ - آشنایی با قرآن (١١)
مجموعه آثار اسـتاد شهید مطـهری، جلد ٢٨، ص: ٢٤٧
اسلام چه داشت جز همین آیات؟ و همین آیات بود که کاخهای عظیم ظلم را از بیخ و بن کند، مثل یک باد بسیار سریع آمد و آنچه که باید کنده بشود از جای خودش کند و دور ریخت. وَ النّاشِراتِ نَشْرآ. سوگند به این آیاتی که ناشر و نشرکننده هستند نشر کردنی، پخش کننده هستند پخش کردنی، پخش کننده حقایقاند، باز کننده حقایقاند. فَالْفارِقاتِ فَرْقآ. فارقند، فاروقند، حق را از باطل جدا میکنند، حقیقت را از خطا جدا میکنند، صحیح و نادرست را از یکدیگر جدا میکنند، که گفتیم «فرقان» اسم قرآن است. فَالْـمُلْقِیاتِ ذِکرآ. این آیات هستند که در دلها ذکر (بیداری، تنبّه، آگاهی) را تلقین و القاء میکنند. عُذْرآ اَوْ نُذْرآ. یا به صورت اِعذار یا به صورت اِنذار. در حقیقت هر دو یک معنی دارد؛ انذار یعنی بیم دادن، اعذار یعنی اتمام حجت کردن[١] .
اتفاقآ این معنی با جملههای بعد هم تناسب بیشتری دارد، چون این سوره مثل سوره الرحمن جملهای[٢] دارد که بند بند مکرر میشود. در سوره الرحمن میگوییم: فَبِأی الاءِ رَبِّکما تُکذِّبانِ. آنجا پیدرپی عرضه داشتن نعمتهاست، نعمت و نعمت ذکر میکند، بعد میگوید: ای جن و انس! کدام یک از این نعمتها را میتوانید تکذیب کنید؟ ولی اینجا برعکس، جنبه انذار و اعذار دارد، ده بار جمله وَیلٌ یوْمَئِذٍ لِلْمُکذِّبینَ (وای به تکذیب کنندگان!) تکرار میشود. اگر ما وَ الْمُرْسَلات را آیات بدانیم تکذیب، تکذیب همان آیات است و اینکه بعد تکرار میشود: وَیلٌ یوْمَئِذٍ لِلْمُکذِّبینَ، یعنی وای به کسانی که محتوای این آیات را تکذیب کنند! محتوای این آیات چیست؟ مبدأ، معاد.
قرآن رکن اساسی دعوتش که همه دعوتهای دیگرش بر اساس آن است مبدأشناسی و معادشناسی است. هر تعلیم دیگر خودش را بر اساس مبدأ و معاد بنا نهاده است. اگر اخلاق دارد بر اساس مبدأ و معاد است، تعلیم و تربیت دارد بر اساس مبدأ و معاد است، اگر اقتصاد دارد بر اساس مبدأ و معاد است، قوانین جزایی و حقوق دارد بر اساس مبدأ و معاد است. رکن اساسی تعلیمات قرآن مبدأ و معاد است و لذا ما میبینیم بیشترین آیات قرآن متوجه ایندو است و عجیب این است که با این همه توجهی که قرآن ما را به مبدأ و معاد میدهد باز ما کوشش میکنیم خود تعلیمات قرآن را از مسیر مبدأ و معاد خارج کنیم و به مسیر دیگری بیندازیم!
این احتمال فی حد ذاته چسبندهتر از احتمالات دیگر است و بعلاوه روایتی در تفسیر علی
[١] . سؤال : اگر مطابق قول آن گروه مقصود ملائكه باشد باید بگوییم: و المرسلون، و الناشرون.استاد : نه، مفسرین گفتهاند ]صیغه مؤنث[ به اعتبار جماعت است. اگر درباره ملائكه هم وَ الْـمُرْسَلات بگوییم،از این جهت اشكالی نیست چون سخن روی جماعت است. وقتی جماعت باشد ضمیر را مؤنث میآورند؛ یعنیسوگند به جماعت مرسلات. اگر درباره انسانهای مرد هم گفته بشود باز مرسلات میگویند. از این جهت اشكالندارد.
[٢] . تعبیر «ترجیعبند» چون در اشعار میگویند شاید درست نباشد.