مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٧٩ - آشنایی با قرآن (١٢)
مجموعه آثار اسـتاد شهید مطـهری، جلد ٢٨، ص: ٤٧٩
قضیه اصحاب اُخْدود
عرض کردم که قرآن در این زمینه که اصحاب اخدود و این ستمگرها چه کسانی بودهاند و آن ستم شدهها چه کسانی بودهاند، توضیحی نمیدهد. اجمالا ذکر میکند که جریانی بوده که مردمی مؤمن و خداپرست به جرم خداپرستی به آتش افکنده شدهاند و آنقدر در پای ایمانشان ایستادهاند که حاضر شدهاند زنده زنده در آتش بروند و از عقیدهشان دست برندارند. ولی در تفاسیر و تواریخ و بعضی احادیث ]درباره اینکه اینها چه کسانی بودهاند [موارد زیادی ذکر شده است. آنچه که به احتمال بیشتر در این آیاتْ مقصود قرآن است، داستان مردم نجران است[١] . مردم نجران عاشق و شیفته مذهب مسیح بودند و مذهب مسیح در آن وقت مذهب حق عالم بود و آنها هم مؤمن واقعی بودند[٢] . ذونواس که مرد مستبدی بود به آنها گفت که باید از این دین برگردید و آنها قبول نکردند. دستور داد گودالی کندند و آن را پر از هیزم و چیزهای قابل احتراق کردند و آتش زدند. بعد گفت : یا باید یهودی بشوید و یا در این آتش بروید. آنها هم گفتند: ما حاضریم در این آتش برویم و از دینمان دست برنمیداریم.
قرآن این داستان را نقل میکند که ببینید! مردمی مؤمن تا کجا به پای ایمان خودشان میایستند، و بعد اشاره میکند به داستان ایمان مؤمنین صدر اسلام، که آنها هم واقعا به پای ایمان خودشان ایستادند. و اگر ایستادگیهای آنان نبود، امروز اسلامی در دنیا وجود نداشت. و صلّی الله علی محمد و آله الطاهرین.
[١] . یمَن (همین یمَن فعلی) قبل از اسلام تاریخ متحولی دارد و هر چند وقتی عدهای بر آن مسلط میشدند.مخصوصا با حبشیها جنگهایی داشتند و گاهی حبشیها بر آنها مسلط میشدند و گاهی استقلال پیدا میكردندو ضمنا تحتالحمایه ایران هم بودند. مقارن بعثت حضرت رسول ایرانیها بر یمن تسلط پیدا كرده بودند وحاكمی كه در آنجا بود، ایرانی بود و همین هم زمینه شد برای اینكه یمن زودتر از جاهای دیگر مسلمان شودچون معمولا ایرانیها از هر قوم دیگری آمادگیشان برای پذیرفتن اسلام بیشتر بود. اگر از سلمان فارسیبگذریم كه اسلام او فردی بوده، از جنبه گروهی، اسلام ایرانیها از یمن شروع شده. تسلط ایرانیها بر یمن هم اززمان انوشیروان بوده كه یكی از حاكمان معزول آنجا به تیسفون و دربار ایران آمد و مدتها آنجا بود و ازانوشیروان برای اینكه بار دیگر یمن را تصرف كند، كمك خواست.
[٢] . نجرانیهایی كه میخواستند با حضرت رسول مباهله كنند از بقایای همینها بودند. وقتی حضرت رسول برایمباهله حاضر شدند و حضرت امیر و حضرت زهرا و حسنین را با خودشان بردند و آنها با آن چهره و وضع وروحانیت روبرو شدند، گفتند: این پیغمبر است و اگر با او مباهله كنیم از بین میرویم. اجازه خواستند كه درسایه حكومت اسلام زندگی كنند و پیغمبر هم اجازه دادند. آیه قرآن اشاره به همین داستان است: فَقُلْ تَعالَوْانَدْعُ اَبْناءَنا وَ اَبْناءَكُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَكُمْ وَ اَنْفُسَنا وَ اَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ: آلعمران / ٦١. (مباهله یعنی این كه دوطرف در یك جا جمع شوند و هر كدام دیگری را نفرین كند به این صورت كه هر كدام دروغ بگوییم خدایمتعال بر او عذاب نازل كند.)