مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٢٧
مجموعه آثار اسـتاد شهید مطـهری، جلد ٢٨، ص: ٨٢٧
نشسته باشد و یک قلاده زیبایی به گردنش انداخته باشد؛ این حمّالة الحطب، این هیزم کش، این کسی که آن آتشهای کینهاش او را به این کار وادار کرده، کارش به جایی کشیده است که در جای این موضع زینتِ او ریسمان هیزم کشی افتاده. در گردن او ریسمان هیزم کشی است، هم به این معنا که شخصا میرفت هیزم کشی میکرد ]و هم به این معنا که ریسمان سخن چینی به گردن داشت.[
وضعیت اجتماعی مکه در دوره بعثت
این زن با اینکه زن یکی از اشراف بود ]هیزم کشی میکرد. [مکرر این مطلب را گفتهایم که وقتی از عرب جاهلی و زندگی مردم جاهلیت سخن میگوییم، این جور نیست که همه مردم جاهلیت مردمی بودند که از وسائل و ابزار زندگی بکلی بیبهره بودند. مکه حکم بندر تجارتی را داشت و سران قریش تجار و برده داران بودند و به تعبیر قرآن در سوره «لاِیلاف» رِحْلَةُ الشِّتاءِ وَ الصَّیف داشتند یعنی مسافرت تابستانی و زمستانی داشتند برای تجارت. تابستانها میرفتند سوریه مال التجاره از آنجا میخریدند و به مکه میآوردند و زمستانها میرفتند یمن از آنجا میآوردند. مال التجارهای را که از هند با کشتیها میآمد، در همین بندر جدّه پیاده میکردند و در مکه خیلی چیزها پیدا میشد.
در مکه مردم منقسم بودند به یک عده برده و فقیر که اصلا محلهشان هم جدا بود ]و یک عده اشراف.[ ظاهرا قسمت پایین مکه مال بردهها و فقرا بود و قسمت بالای مکه که تقریبا شمال کعبه میشود ـ این قسمتی که الان مسجد الجنّ در آن هست و معمولا ایرانیها در همین قسمت میآیند ـ مرکز اشراف مکه بوده است. و اینها «همهچیزدار» و متمکن بودند.
خود همین زن، زن ابولهب بود ـ که ابولهب مرد ثروتمندی بوده ـ و خواهر ابوسفیان و دختر حرب بن امیه بود که اصلا بنیامیه همهشان ثروتمند بودند. شاید کنیزهای متعددی داشت. ولی او آنچنان زن کینهتوزی بود که خودش شخصا میآمد کاری را که نبایست از نظر شئون اجتماعیاش بکند انجام میداد. نوشتهاند شخصا میرفت هیزم تهیه میکرد و به پشت میکشید و میآورد. فی جیدِها حَبْلٌ مِنْ مَسَدٍ. در گردنش یک ریسمانِ بافتهشده است، ریسمان هیزم کشی به دو معنا: هم واقعا ریسمان هیزم کشی بود که میرفت هیزم میآورد، و هم ریسمان هیزم کشی به این معنا که این قید را به گردن خودش انداخته بود که برود نمّامی و سخن چینی کند و آتش کینه را برافروزد؛ و طبعا در آن دنیا و در قیامت هم که اعمالش تجسم پیدا میکند همین ریسمان هیزم کشی برای عذاب خودش را به گردن خودش خواهد دید.