مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٧٣
مجموعه آثار اسـتاد شهید مطـهری، جلد ٢٨، ص: ٧٧٣
قرآن مکرر این مسئله عیابی را مطرح کرده، ]با تعبیرهای[[١] مختلف، گاهی با همین لفظ «هَمْز» یا «لَمْز» و گاهی با لفظ «غیبت»: وَ لا یغْتَبْ بَعْضُکمْ بَعْضآ اَیحِبُّ اَحَدُکمْ اَنْ یأْکلَ لَحْمَ اَخیهِ مَیتآ[٢] ، یا با الفاظ دیگر. یا در سوره قلم میفرماید: وَ لا تُطِعْ کلَّ حَلّافٍ مَهینٍ تا آنجا که میفرماید : هَمّازٍ مَشّاءٍ بِنَمیمٍ[٣] : این همّازها، این عیبجوها، این عیابها؛ اینها که لذت میبرند و کارشان این است که از این و آن عیبگیری کنند. یا در آیه دیگر میفرماید: وَ لا تَلْمِزوا اَنْفُسَکمْ[٤] ای مسلمانان خودتان را لمز نکنید.
حال آیا «همز» و «لمز» با یکدیگر تفاوت دارند؟ اینها ممکن است در اصل با یکدیگر تفاوت داشته باشند ولی خیال میکنم بعدها در اثر استعمالات زیاد، در مورد یکدیگر استعمال میشوند به گونهای که تأکید یکدیگرند و هر دو شامل معنی دیگری هستند. شاید در اصل این طور بوده که «همز» عبارت بوده از عیبجویی پشتِ سر و «لمز» عبارت بوده از عیبجویی پیش رو. یا «همز» عبارت بوده از عیبجویی با لفظ و زبان، و «لمز» عبارت بوده از عیبجویی با عمل. ولی اهل لغت تردید دارند که حالا چنین مرزی میان ایندو وجود داشته باشد. پس در واقع همز هم شامل هر نوع عیبگیری میشود و لمز هم شامل هر نوع عیبگیری میشود و این دو لفظ فقط مفید تأکید است.
مخصوصا عیبگیری با عمل، شاید بیشتر ناراحت کننده است. انسانها از این که پشت سرشان حرف بزنند شاید آن اندازه ناراحت نمیشوند که ببینند یک کسی در عمل دارد ]رفتار یا گفتار او را[ تقلید میکند، یک نوع مخصوصی بازی در میآورد برای اینکه مردم را بخنداند؛ چون مسئله تئاتر و بازی، در نفوسْ بیشتر اثر میگذارد از این که حرفی بشنوند.
داستان رسول اکرم و مرد همّاز
در مدینه مردی بود که همین کار را میکرد و مردم را میخنداند. مثلا وقتی که یک کسی در کوچه یا خیابان میرفت این پشت سرش راه میافتاد و تقلید او را در میآورد، مردم میخندیدند. حضرت رسول او را نصیحت کردند، فرمودند این کار را نکن. بعد حضرت به او فرمود: هر کسی که اینچنین باشد خدای متعال او را در قیامت با گردنی بسیار باریک و کلّهای بزرگ به اندازه کوه احد محشور میکند. گفت: یا رسولَ الله پس روز مسخره در آوردن آنجاست، آنجا دیگر من خوب