مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٢ - آشنایی با قران (١٠)
مجموعه آثار اسـتاد شهید مطـهری، جلد ٢٨، ص: ٤٢
میخواهیم. اِیاک نَسْتَعینُ را به نیت استمداد و استعانت از خداوند متعال بگوید؛ و همچنین جملههای بعد را. آنوقت است که اثر میگذارد.
پس این، دستور قرآن خواندن است. خلاصهاش این شد که ترتیل یعنی قرآن را از نظر لفظ، نه خیلی تند خواندن و نه خیلی ]کند[ خواندن، بلکه در یک حالت متوسط و با وضعی خواندن که حالت القایی و حالت تلقینی برای انسان داشته باشد؛ اعم از آنکه قرآنی باشد که انسان در نماز میخواند یا قرآنی باشد که انسان در خارج نماز میخواند؛ چون در خارج نماز هم به هر حال خواندن قرآن خوب است در هر وقت و بالخصوص در شب.
دعای حضرت سجّاد (ع)
ما در صحیفه سجادیه دعایی داریم که حضرت سجاد (سلاماللهعلیه) در وقت ختم کردن قرآن میخواندهاند یعنی قرآن را که به پایان میرساندند این دعا را میخواندند. در آنجا این جملهها هست. میدانید دعاهای صحیفه سجادیه بندبندش با صلوات از یکدیگر جدا میشود: اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اجْعَلِ الْقُرْآنَ لَنا فی ظُلَمِ اللَّیالی مونِسآ پروردگارا! قرآن را برای ما در تاریکیهای شب مونس قرار بده. (این، همین قُمِ اللَّیلَ اِلّا قَلیلا تا وَ رَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتیلا است.) وَ لاَِلْسِنَتِنا عَنِ الْ مَعاصی مِنْ غَیرِ ما آفَةٍ مُخْرِسآ خدایا قرآن را گنگکننده زبان ما از معاصی قرار بده ولی گنگکننده بیآفت. خدایا قرآن را برای ما اینچنین قرار بده که زبان ما را نسبت به معاصی، بدون آفت گنگ کند. یک وقت هست زبان آدم با آفت گنگ میشود، نمیتواند حرف بزند. آن که برای انسان کمال نیست، به دلیل اینکه گنگ است. و یک وقت گنگِ بدون آفت است، آنهم گنگ نسبت به بعضی از امور نه بعضی دیگر؛ یعنی قرآن در روح ما آنچنان حاکم باشد که این زبان یک کلمه دروغ که میخواهد بگوید گنگ میشود، یک کلمه غیبت که میخواهد بکند گنگ میشود. اگر انسان آیه «وَ لا یغْتَبْ بَعْضُکمْ بَعْضآ اَیحِبُّ اَحَدُکمْ اَنْ یأْکلَ لَحْمَ اَخیهِ مَیتآ»[١] را در مورد غیبت، از قرآن بخواند و تلقی کند و قرآن را در روح خودش وارد کند، او همان حالت گنگ بیآفت را پیدا میکند؛ یعنی پای غیبت که در میان بیاید بدون آنکه گنگ باشد گنگ میشود، یعنی زبان به این گناه جاری نمیشود، و همچنین به فحش، تهمت و صدها نوع گناه دیگر.
وَ لاِقْدامِنا عَنْ نَقلِها اِلَی الْ مَعاصی حابِسآ[٢] . قرآن را حبسکننده، کنده و زنجیر برای پای ما قرار بده؛ نه یک کنده و زنجیر چوبی یا آهنی، بلکه کنده و زنجیری که باز بدون اینکه هیچ عیب و