مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٩٨
مجموعه آثار اسـتاد شهید مطـهری، جلد ٢٨، ص: ٧٩٨
و گرایش پیدا میکردند. تا یک مدت محدودی پیغمبر اکرم مأموریت پیدا نکرده بود که دعوت خودش را علنی کند. پس از آن، اول از عشیره خود یعنی از فامیل خود شروع کرد که فامیل خودش از بنی هاشم را که در میان آنها ابولهب هم بود جمع کرد و در جلسه اول ابولهب جلسه را بهم زد و قبل از آنکه پیغمبر اکرم سخنی اظهار کنند جلسه بهم خورد. بار دوم پیغمبر اکرم جلسه را تشکیل دادند و پیام خودشان را اعلام کردند. به این ترتیب تبلیغ و دعوت عمومی شروع شد و آیه کریمه فرمود: فَاصْدَعْ بِما تُؤْمَرُ وَ اَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِکینَ[١] یعنی مأموریت و رسالت خودت را ظاهر کن.
در ابتدا کفار قریش به مطلب چندان اهمیت نمیدادند یعنی نمیدانستند که این کار آنچنان بزرگ خواهد شد. ولی پس از مدتی دیدند که این امر به صورت یک خطر برای آنها درآمده برای اینکه از داخل اجتماع خودشان دارد کسب نیرو میکند یعنی افرادی از مرد و زن تک تک دارند به این دعوت جواب مثبت میدهند و هر کسی هم که جواب مثبت داد آنچنان داغ و با حرارت میشود که به هیچ شکلی نمیشود او را برگرداند. یکوقت خبر میشدند پسر فلان کس ]به اردوی اسلام [رفت، برادر فلان کس رفت، غلام فلان کس رفت، فلان کس خودش رفت. هر کسی هم که میرفت آنچنان محکم و با ثبات میرفت که دیگر بر نمیگشت. قریش با آن همه جبروت و عظمت خودشان واقعا احساس خطر کردند، دیدند این یک وضع عجیبی است و کاری نمیتوان کرد.
راه تطمیع
قبل از آنکه داستان هجرت رخ بدهد ـ و داستان هجرت پس از آن بود که دیگر تمام راههای صلح و سازش از نظر قریش و هم واقعا بسته شده بود ـ آنها خودشان از راههای دیگری پیش آمدند. یکی از آن راهها راه تطمیع بود. چون میدانستند که ابوطالب رئیس بنی هاشم و حامی پیغمبر است و پیغمبر اکرم برای او احترام زیاد قائل است، رفتند نزد ابوطالب و گفتند خودت دوستانه این پسر برادرت را بخواه و با او صحبت کن، هرچه که میخواهد ما به او میدهیم دست از این راه و روش و مسلک و دعوتش بردارد. پول و ثروت هر چه میخواهد در اختیارش قرار میدهیم و اگر بخواهد، ما او را به عنوان پادشاه خودمان در مکه اختیار میکنیم. زیباترین دختران قریش هر کدام را که او میخواهد در اختیارش قرار میدهیم، از این حرفهای خودش دست بردارد.
[١] . حجر / ٩٤.