مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧١٧
مجموعه آثار اسـتاد شهید مطـهری، جلد ٢٨، ص: ٧١٧
در این روز مهر میزنیم به دهانها و اجازه نمیدهیم زبانها حرف بزنند، دستها خودشان با ما حرف میزنند و سرگذشت خودشان را به ما میگویند، پاها خودشان گواهی میدهند به آنچه کردهاند. در قرآن آیات دیگری هم به این مضمون هست.
یوْمَئِذٍ یصْدُرُ النّاسُ اَشْتاتآ لِیرَوْا اَعْمالَهُمْ در چنین روزی است که مردم صادر میشوند، خارج میشوند، بیرون میآیند گروه گروه برای اینکه ارائه داده بشوند اعمال خودشان را.
معنی «صدور»
«صدور» در زبان عربی معنی خاصی دارد و از آن کلماتی است که من هنوز نتوانستهام در فارسی برایش معادل پیدا کنم. مثلا در مورد شناسنامه میگویند «صادره از تهران»، یا میگویند «این دستورالعمل از فلان مقام صادر شده». اگر کلمه «صادر» را برداریم چه کلمهای میتوانیم به جای آن بگذاریم که همین معنا را بفهماند و فارسی هم باشد؟ «صدور» مثلا با «خروج» فرق میکند. اگر «صادر شده» به معنی «خارج شده» بود تعبیر میکردیم که بیرون آمده، ولی ما میفهمیم که «شناسنامه از تهران صادر شده» غیر از «شناسنامه از تهران خارج شده» است[١] .
ریشه اصلی
«صدور» حالتی است در حیوان. وقتی حیوان تشنه باشد و برود و از آبْ سیراب برگردد، به این حالت میگویند صدور، ]میگویند این حیوان [صادر شد از آنجا. ولی بعد این معنا تلطیف پیدا کرده به یک معنای اعم و اختصاص به آن حالت ندارد. عرض کردم که من الان نمیتوانم لغتی به جایش بگذارم. میفرماید: در این روز مردم از زمین صادر میشوند[٢] . اَشْتاتآ متفرق و گروه گروه، چرا؟ باز تعبیر عجیبی است : لِیرَوْا اَعْمالَهُمْ برای اینکه ارائه داده بشوند اعمال خودشان را؛ یعنی مردم را به نمایشگاه اعمال میبرند. در آنجا تمام اعمالی که انسانها در این دنیا از اول تا آخر عمر انجام دادهاند، چه کوچک و چه بزرگ، خود عمل و نفس عمل (نه چیز دیگری) «تجسم یافته» حضور دارد. افراد را به نمایشگاه عملشان میبرند و میگویند عملهای خودت را مشاهده کن.
حال ببینید اینجا چه حالتهایی به انسانها دست میدهد! چه حالتی به انسانی دست میدهد که وقتی او را به نمایشگاه عمل میبرند جز اعمال تاریک و سیاه و موذی و چیزهایی که به صورت آتشها و مارها و عقربها وجود دارد چیزی نمیبیند، و بر عکس چه حالتی به کسی دست میدهد
[١] . در وقتی كه این موج آمده بود كه كلمات عربی را ترجمه میكردند، به جای «صادره» نوشته بودند «فرستاده»كه شناسنامه «فرستاده از كجا». «فرستاده» ترجمه «صادره» نیست، ترجمه «مُرْسَله» است. وقتی تجار جنسیرا از جایی به جایی میفرستند، به این جنس گفته میشود مرسله فلان كس.
[٢] . مثل فرمانی كه از مقامی صادر میشود، یا شناسنامهای كه از جایی صادر میشود.