مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٧٨ - آشنایی با قرآن (١٢)
مجموعه آثار اسـتاد شهید مطـهری، جلد ٢٨، ص: ٤٧٨
گفتند: حسن بن علی بن ابی طالب.
این که جواب این قَسمها چیست، از قرینه بعد معلوم میشود. قبل از آن، داستان ظالمانهای بیان میکند: قُتِلَ اَصْحابُ الاُْخْدودِ. مرگ بر (هلاک باد) آن صاحبان گودال (خندق) آتشین. «اُخدود» یعنی گودال خیلی بزرگ، ولی خود قرآن توضیح میدهد که مقصود، گودالی از آتش است. اَلنّارِ ذاتِ الْوَقودِ. آتش متوقِّد و شعلهور و برافروخته. اِذْ هُمْ عَلَیها قُعودٌ. آنگاه که اینها در حالی که مشرف[١] بر این آتش بودند، نشسته بودند و از نزدیک تماشا میکردند. وَ هُمْ عَلی ما یفْعَلونَ بِالْمُؤْمِنینَ شُهودٌ. و کاملا حضور داشتند و معاینه میکردند که با مؤمنین چه میکنند. وَ ما نَقَموا مِنْهُمْ اِلّا اَنْ یؤْمِنوا بِاللهِ الْعَزیزِ الْحَمیدِ. الَّذی لَهُ مُلْک السَّمواتِ وَ الاَْرْضِ وَ اللهُ عَلی کلِّ شَیءٍ شَهیدٌ.
حال، این مؤمنین چه گناهی مرتکب شده بودند که از نظر اینها مستحق چنین عذاب و شکنجهای بودند؟ قرآن میفرماید: یک گناه، و آن اینکه به اللهِ عزیزِ حمید که هم محمود و هم حامد است[٢] ایمان آورده بودند[٣] . میفرماید: و کراهت نورزیدند از اینها به هیچ موجبی الّا اینکه ایمان به اللهِ عزیزِ حمید داشتند؛ خدایی که مُلک آسمان و زمین از آنِ اوست و خدا بر همه چیز شاهد و حاضر و ناظر است.
اینجا قرآن بیش از این توضیح نمیدهد؛ همین قدر اشاره میکند که در گذشته جریانی بوده که مردمی مؤمن را به گناه اینکه ایمان دارند در گودال آتش میریختند و خود مینشستند و تماشا میکردند و از این عمل ننگین خود لذت میبردند. بعد قرآن داستان مسلمانهای مکه را ذکر میکند که به وضع رقتباری شکنجه میشدند: اِنَّ الَّذینَ فَتَنُوا الْمُؤْمِنینَ وَ الْمُؤْمِناتِ ثُمَّ لَمْ یتوبوا فَلَهُمْ عَذابُ جَهَنَّمَ وَ لَهُمْ عَذابُ الْحَریقِ.
[١] . «عَلَیها» یعنی مشرف بر آن.
[٢] . محمود است، یعنی باید او را ستایش كرد، و حامد است، یعنی او نیز شاكر و سپاسگزار اعمال بندگان خودشاست.
[٣] . نظیر این آیه، آیهای است در سوره حج، آنجا كه راجع به مؤمنین صدر اسلام میفرماید: اُذِنَ لِلَّذینَ یقاتَلونَبِاَنَّهُمْ ظُلِموا وَ اِنَّ اللهَ عَلی نَصْرِهِمْ لَقَدیرٌ. الَّذینَ اُخْرِجوا مِنْ دِیارِهِمْ بِغَیرِ حَقٍّ اِلّا اَنْ یقولوا رَبُّنَا اللهُ (حج / ٣٩ و٤٠). اولین آیهای است كه در آن اجازه جهاد به مسلمین داده شده. میفرماید: اجازه داده شد به مردمی كهدیگران به جنگشان آمدهاند، كه از خودشان دفاع كنند (به مظلوم اجازه دفاع داده شده) و خدا بر یاری كردناینها قادر است؛ مسلمانانی كه آنها را به ناحق از شهر و دیارشان اخراج كردند به این گناه كه گفتند پروردگار ماالله است و ما غیر از خدا هیچ حقیقتی و هیچ كسی را پرستش نمیكنیم.