مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٣٥
مجموعه آثار اسـتاد شهید مطـهری، جلد ٢٨، ص: ٨٣٥
در بعضی تفاسیر هم درباره «صمد» لازمهاش را ذکر کردهاند که تغیر و تبدل و تکامل در او فرض نمیشود و محال است. موجودی که صمد است، لازمه صمد بودن و در آن حدْ کامل بودن این است که لَمْ یلِدْ وَ لَمْ یولَدْ. موجودی که از جای دیگر زاییده میشود موجود ناصمد و توخالی است، و موجودی که میزاید و چیزی از خود بیرون میدهد باز موجودی است که توخالی است و همواره پر میشود و خالی میشود، یعنی موجودی نیست که در ذات خودش توپر باشد.
بنابراین معنی «لَمْ یلِدْ وَ لَمْ یولَدْ» فقط این نیست که خدا فرزند ندارد یعنی عیسی فرزند خدا نیست، عُزَیر فرزند خدا نیست، فرشتگان فرزند خدا نیستند، و خدا فرزند هیچ پدر و مادری نیست؛ بلکه معنای آن وسیعتر از این است و آن این است: خدا از سنخ طبیعت نیست، از سنخ موجودات عالم ماده نیست، حقیقتی است ماوراء مادی؛ چون همین قدر که مادی باشد، هم زاده شده است و هم میزاید.
آنگاه اینجا یک سلسله مراتب تشکیل داده میشود: قُلْ هُوَ. اول فرمود: بگو او، نگو این یا آن؛ اگر گفتی این یا آن، او را محدود کردهای. بگو او؛ یعنی او نامحدود است؛ چون نامحدود است اوست، و چون نامحدود است و اوست نه این و نه آن، او الله است؛ یعنی ذات او در مرحلهای است که هیچ عقلی قادر نیست بر ذات او احاطه پیدا کند و بگوید خدا چیست؛ اصلا چیستی در آنجا راه ندارد. و اگر او ذاتی باشد که یک عقل بتواند بر او احاطه پیدا کند آنوقت دیگر خدا نمیتواند باشد. او صمد است، خلئی در ذات او نیست و توپر است، هستی عین ذات اوست و هر صفتی که دارد عین ذات اوست.
معنی این که «صفات خدا عین ذات اوست»
میگویند صفات خدا عین ذاتش است. یعنی چه؟ صفات ما غیر ذات ماست؛ او صفاتش عین ذات خودش است. ما علم نداریم بعد عالم میشویم. پس اول یک خلئی در ما وجود دارد بعد علم میآید این خلأ را پر میکند. ما اول قدرت نداریم و عاجز هستیم بعد قدرت پیدا میکنیم. پس یک خلئی از قدرت در وجود ما هست بعد این خلأ قدرت پر میشود. ما حیات نداریم بعد حیات پیدا میکنیم. نطفهای که اوّل بوده، روزی به صورت خاک یا هوا بود، حیات نداشت، پس خلئی از حیات در آن بود، بعد حیات آمد آن خلأ را پر کرد. پس خودش یک چیز است، این صفتی که برایش آمده چیز دیگری است. اما در ذات خدا خلئی از این صفات نبوده که پر شود و تمام این صفات از اول در مرتبه ذاتش بوده، پس صفاتش عین ذاتش است.
پس، از کلمه «صمد»، هم استنباط میکنیم وجود عین ذات پروردگار است و هم استنباط میکنیم تمام صفاتش عین ذاتش است. یک موجودِ اینچنین کامل که هستی عین ذاتش و صفاتش