مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٠٨ - آشنایی با قرآن (١٣)
مجموعه آثار اسـتاد شهید مطـهری جلد ٢٨ ص ٥٠٨
این جور میبودم که هر چه که بر من وحی میشود همین جور ثبت قلب من بشود؛ ولی این را هیچ وقت از خدا نمیخواسته، ادبش اقتضا نمیکرده ]یا به علت دیگری [به صورت دعا هیچ وقت از خدا نخواسته ولی در آن باطنِ باطن قلب پیغمبر چنین خواسته و آرزویی بوده.
قرآن میگوید خدا هر چه که آشکار و پنهان است همه را میداند؛ به صورت یک ملاطفت سخن میگوید: ما آن ته دلت را میدانیم که تو چنین چیزی از ما میخواهی، به تو دادیم. وَ نُیسِّرُک لِلْیسْری. آن قسمت اول این گونه بود: ما تو را قاری میسازیم، اینچنین قاری میسازیم که فراموشی در کار نباشد. بعد باز صحبت همان سازندگی پیغمبر است: وَ نُیسِّرُک لِلْیسْری ما تو را میسّر و متمکن و قادر خواهیم ساخت برای آن آسانترینش؛ آسانترینش از چه؟ جمله بعد تفسیر میکند: فَذَکرْ اِنْ نَفَعَتِ الذِّکری. مقدمهای ذکر میکنیم.
دشواری تبلیغ و هدایت مردم
مسئله تبلیغ و هدایت مردم بر خلاف آنچه که ما تصور میکنیم که یک کار چندان مشکل و دشواری نیست فوقالعاده کار دشواری است اگر تبلیغ و هدایت به معنی واقعی باشد، یعنی اصلاح واقعی مردم. طبیبی را در نظر بگیرید که خودش را فقط مسئول یک نسخه دادن میداند. در مطب خودش نشسته، مریضی میآید، میگوید حال من این جور است. مثلا نبضش را میبیند، قلبش را میبیند، یک آزمایش خونی به او میدهد و امثال اینها، بعد هم نسخهای به او میدهد. وقتی آن مریض این نسخه را گرفت و از آنجا بیرون رفت دکتر فراموش میکند که چنین مریضی دارد یا ندارد. او مراجعه میکند یک حالی از خودش میگوید، او هم بر اساس حالی که گفته یک نسخهای میدهد، یک ویزیتی هم میگیرد و تمام میشود.اما یک وقت هست که یک طبیبی خودش را مسئول بهبود یک مریض میداند، مثل اطبای خصوصی افراد که دیگر این جور نیست که مریض بگوید حال من این جور است و او هم نسخهای بدهد و بعد هم فراموش کند، بلکه او خودش را مسئول نجات و سلامت این مریض میداند. این است که فکرش ده برابر بیشتر کار میکند؛ تا آن منتهای جُهد خودش را برای نجات دادن او به کار میبرد و بسا هست که ساعت به ساعت از احوال او خبر میگیرد.
مسئله هدایت مردم اگر این کاری که معمولا ما میکنیم اسمش هدایت باشد کار آسانی است. میگویند آقا تشریف بیاورید فلان جا ده شب منبر بروید. خب، آدم میرود آنجا، یک صندلی گذاشتهاند، چند تا پله هم دارد، یک عده مردم هم میآیند، یک مطالبی هم قبلا برای خودش حفظ کرده، حالا ممکن است مطالب درستی هم باشد، یک کلیاتی را برای مردم میگوید، مجلس به پایان میرسد، از آن جا میآید و کار تمام میشود.