مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨١ - آشنایی با قران (١٠)
مجموعه آثار اسـتاد شهید مطـهری، جلد ٢٨، ص: ٨١
شخص مطمئنی بفرستد، بعد از یک سال وقتی به سراغش برود ببیند این بره به اصطلاح یک بخته شده. آنچه که پیش میفرستی در نزد پروردگار، گم نمیشود، او را در نزد پروردگار میبینی بهتر، عظیم الاجرتر، بزرگتر از آنچه که سپردهای. وَ اسْتَغْفِرُوا اللهَ اِنَّ اللهَ غَفورٌ رَحیمٌ. طلب مغفرت کنید از خدای خود که خدای شما آمرزنده و مهربان است. این سوره مبارکه تمام شد.
عصر تاسوعا و شب عاشوراست، یعنی موقعی که امام حسین(ع) در محاصره واقع شد: اِنَّ تاسوعا یوْمٌ حوصِرَ فیهِ الْ حُسَینُ عَلَیهِ السَّلامُ. در این روز بود که برای یاران اباعبدالله، اطفال و بچهها روشن شد که دیگر برای آنها یار و یاوری نخواهد آمد، و اینها سخت در محاصره دشمن قرار گرفتند. در مثل امروز که روز تاسوعاست حادثه مهمی پیش آمد.
رفتار دوگانه عمر سعد
عمر سعد از آن آدمهایی بود که هم خدا را میخواست هم خرما را، کوشش میکرد که تمرّدی از ابن زیاد نکرده باشد و آن ابلاغی را که برایش جهت حکومت ری (همین منطقه تهران و اطراف) صادر شده بود ابن زیاد از او پس نگرفته باشد و در عین حال خیلی کوشش میکرد یک کاری بکند که خودش را به این گناه بزرگ آلوده نکند. لهذا دو سه باری که حضرت با او صحبت کردند، وقتی که گزارش میداد گزارشها را طوری میداد که بلکه غیظ ابن زیاد بخوابد، و احیانآ ـ تاریخ نوشته است ـ یک چیزهایی را از پیش خودش میگفت که حضرت اباعبدالله نگفته بودند، مثلا : حسین بن علی آن قدر هم که شما شنیدهاید سر مخالفت ندارد. در آخرین نامهاش به عبیدالله زیاد یک چنین چیزی نوشته بود که شما در این کار عجله نکنید و تصمیم خیلی شدیدی نگیرید و ما امیدوار هستیم بلکه بتوانیم یک کاری بکنیم که صلح در امت برقرار بشود و خون حسین بن علی هم ریخته نشود و وضع حکومت شما هم همان طور که هست برقرار باشد. نامهای نوشته بود که ابن زیاد را کمی به فکر فرو برد.
آدمهای خبیث بدذات هر جا که باشند اثر وجودی خودشان را بروز میدهند. عدهای در حاشیه مجلس او نشسته بودند. یکی از اینها همین شمر بن ذیالجوشن بود. وقتی ابن زیاد گفت از پسر سعد چنین نامهای آمده است، از جا بلند شد و گفت: امیر! یک وقت به حرفهای عمر سعد خام نشوی، حسین پسر علی است، اینها شیعیان متفرق در بلاد زیاد دارند، تو از کجا اطمینان داری که شیعیان اینها که در بلاد مختلف متفرق هستند اگر اطلاع پیدا کنند به اینجا نیایند، و اگر آمدند کار بسیار مشکل است. سیاست اقتضا میکند که قبل از آنکه این خبر به بلاد مختلف پخش بشود تو به سرعت کار حسین را یکسره کنی. میگویند وقتی ابن زیاد این جمله را شنید تکان خورد،