مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٩ - آشنایی با قران (١٠)
مجموعه آثار اسـتاد شهید مطـهری، جلد ٢٨، ص: ٧٩
یادی از پدر
یکی از کارهای متهجدین، غیر از مسئله نماز شب، قرآن خواندن در سحر است. مرحوم ابوی ما (رضوانالله علیه) که از وقتی که ما یادمان میآید مرد متهجدی بود، صبحها همیشه قرآن میخواندند. شاید هم بیشتر برای تعلیم بچهها بود که بچهها بیدار بودند؛ و همیشه هم بدون اینکه وقفهای باشد روزی یک جزء تمام از قرآن را میخواندند با یک نظم خاصی، یعنی روز اول ماه جزء اول قرآن و روز دوم جزء دوم، روز پنجم جزء پنجم، روز بیست و هشتم جزء بیست و هشتم، روز سیام جزء سیام، و اگر ماه ٢٩ روز بود روز بعدش دو جزء میخواندند، که ما هروقت میخواستیم بفهمیم که امروز چندم ماه است از قرآن خواندن ایشان میفهمیدیم، اگر میدیدیم ایشان مثلا جزء هفدهم را میخوانند میفهمیدیم امروز حتمآ هفدهم ماه است. بعدها همیشه قرآن را در سحر میخواندند. این چیز خیلی مهمی نیست، نسبت به ما که اهل هیچ چیز نیستیم چیز مهمی است؛ ادب اسلامی این است. اینکه مسلمان، روز بگذرد و یک حزب یعنی یک چهارمِ یک جزء نخواند انصافآ یک ظلمِ به قرآن است. در حدیث است حداقل روزی پنجاه آیه از قرآن بخوانید.
این است که در اینجا هم من تفسیر کسانی را قبول دارم که میگویند مقصود از قرآن خواندن، مستقل از نماز شب است و قرآن کریم، خواندن قرآن را جدا از نماز شب ذکر کرده است. امام سجّاد در صحیفه سجّادیه، دعایی که در ختم قرآن میخواندند، در یکی از جملههایش میفرماید : اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اجْعَلِ الْقُرْانَ لَنا فی ظُلَمِ اللَّیالی مونِسآ. خدایا قرآن را برای ما مونس در ظلمتهای شب قرار بده. همین طور که نمازِ در آن ظلمتهای شب اثر دیگری بر روح انسان دارد (اِنَّ ناشِئَةَ اللَّیلِ هِی اَشَدُّ وَطْأً وَ اَقْوَمُ قیلا[١] ) به طور مسلّم قرآنی که در آن وقت با حضور قلب و با ترتیل خوانده بشود اثر دیگری روی نفس انسان دارد. این است که میفرماید : فَاقْرَؤُا ما تَیسَّرَ مِنْهُ. بعد میفرماید: وَ اَقیمُوا الصَّلوةَ و نماز را بپادارید. (البته اختصاص به نمازشب ندارد.) وَ اتُوا الزَّکوةَ و زکات را بدهید. گفتهاند مطلقِ صدقات است، اختصاص به این زکات متعارف ندارد. وَ اَقْرِضُوا اللهَ قَرْضآ حَسَنآ به خدا قرض بدهید قرضالحسنه. ظاهرآ در آیات سوره حدید بود، عرض کردیم که این جمله به دو معناست، یکی اینکه واقعآ مقصود این است که قرضالحسنه به مردم بدهید، چون یکی از صدقات بزرگ قرضالحسنه دادن است.
[١] . مزّمّل / ٦.