مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩٨ - آشنایی با قرآن (١١)
مجموعه آثار اسـتاد شهید مطـهری، جلد ٢٨، ص: ١٩٨
و خیلی بیشتر از ما. مسئله این نیست که میل پیدا نمیکنند، اگر میل پیدا نکنند که ارزشی ندارد، مسئله این است که در نهایت میل و با شدت میل اسیر آن میل نیستند. آنوقت با خود میگوید: بله من هم انسانی هستم، گرسنهام، میل به غذا دارم؛ این هم انسانی است، این انسان را بر خودم مقدم میدارم.
امتحان الهی
امتحان الهی این گونه پیش میآید: مطابق روایات متعددی که از شیعه و سنی در اینجا روایت شده است حسنین مریض بودند. علی و زهرا هر دو نذر میکنند که اگر خدای متعال فرزندانشان را شفا داد سه روز روزه بگیرند. خدا شفا میدهد. بعدها میخواهند به نذر خودشان وفا کنند (یوفونَ بِالنَّذْرِ) و دین خود را ادا کنند. در موقعی است که مدینه در شدت فقر به سر میبرده است[١] . علی میرود چند صاع[٢] جو از مردی یهودی به نام شمعون قرض میکند. زهرای مرضیه با دست خودش آن را آرد میکند، خمیر میکند و نان میپزد؛ شب اول پنج قرص نان به عدد پنج نفرشان یعنی علی (ع) و حضرت زهرا و حسنین و فضّه. همه آنها هم روزه دارند. افطار نکرده امتحان الهی میرسد: مِسْکینآ. علی ایثار میکند، زهرا ایثار میکند، حسنین ایثار میکنند، فضه هم ایثار میکند. به احدی هم نمیگویند، خدا رازشان را فاش کرد، اگر خدا نگفته بود تا ابد هم کسی اطلاع پیدا نمیکرد. به پیغمبر هم نگفته بودند. احدی از این راز اطلاع نداشت. مطابق بعضی از نقلها در یک شب این عمل تکرار شد. بعد از آنکه مسکین آمد، مقدار دیگری همان شب آماده کردند، یتیمی آمد. قسمت سومش را آماده کردند، اسیری آمد، که دو روز پشت سر هم روزه گرفتند. مطابق بعضی از نقلها متوالیآ در هر روز یکی از اینها آمد. وَ یطْعِمونَ الطَّعامَ عَلی حُبِّهِ این ابرار، این «اِنّا هَدَیناهُ السَّبیلَ اِمّا شاکرآ»ها، این شاکرها اطعام طعام میکنند به مسکین و به یتیم و به اسیر، بعد هم اِنّما نُطْعِمُکمْ لِوَجْهِ اللهِ. ظاهرآ از حضرت صادق حدیث است که این چیزی نبوده که به زبان بیاورند. خدا دل اینها را هم دارد آشکار میکند، یعنی زبان حالشان این است که خیال نکنید حالا که ما به شما غذا میدهیم از شما توقع حتی یک «متشکرم» داریم. جز رضای خدا محرکی برای ما
[١] . مدینه اوضاع مختلفی داشته و در دوره پیغمبر اغلب اوقات ]وضع سختی داشته است [چون یك شهرجنگزده بود و مردم دائمآ مورد هجوم دشمن بودند. با اینكه مدینه یك شهر كشاورزی و شهر باغ و شهردامداری بود و مردم مدینه بالاصل مردم بالنسبه متمكنی بودند ولی در این دوره چند سال اسلام كه اینها همهتبدیل به مجاهدها شده بودند قهرآ یك شهر به اصطلاح جنگزدهای بود و گاهی خیلی به عسرت زندگیمیكردند.
[٢] . صاع تقریبآ مساوی یك من است، من قدیم تبریز، یعنی تقریبآ مساوی سه كیلو. هر یك من چهار مُدّ است كههر مد تقریبآ ده سیر به حسابهای قدیم ما میشود.