مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٨٧ - آشنایی با قرآن (١٣)
مجموعه آثار اسـتاد شهید مطـهری، جلد ٢٨، ص: ٥٨٧
تفاوت انسان با موجودات دیگر در راه زندگی
اینجا مقدمه کوچکی عرض کنم. انسان با همه موجودات دیگر و حتی با همه جاندارهای دیگر تفاوتهایی دارد که از جمله آنها تفاوت راهی است که در زندگی در آن راه حرکت میکند. میرویم سراغ حیوانات[١] . هر حیوانی به حکم طبیعت و غرایزی که دارد، یک راه زندگی مشخصی دارد و مثل این است که روی ریل حرکت میکند. قطار فقط روی همین دو خط آهن میتواند حرکت کند و نمیتواند ذرهای این طرف یا آن طرف برود؛ میرود تا میرسد به مقصد. حیوانات به حکم اینکه طبیعت و غرایز مشخص و معینی دارند، همه افراد انواعشان از یک راه و از یک مسیر و روی یک خط حرکت میکنند. انسان وقتی نگاه میکند میبیند که همه اسبهای عالم یک جور زندگی میکنند (تا آنجا که به خود این حیوان مربوط است)، همه آهوهای عالم یک جور زندگی میکنند، همه گرگهای عالم هم یک جور زندگی میکنند، همه گربههای عالم هم یک جور زندگی میکنند، همه سگها هم یک جور زندگی میکنند. اصلا طبیعت اسبی یک طبیعت و سرشت خاصی است، همین طور طبیعت سگی و... . در حیوانات کوچکتر هم همین طور است؛ طبیعت پروانهای طبیعت خاصی است و نیز طبیعت مگسی و پشهای و... . انسان نمیتواند در انواع حیوانات، یک نوع را پیدا کند که گروههای مختلف این نوع راههای مختلف و متضادی در زندگی داشته باشند.
اما انسان یک وضع خاصی دارد که این وضع خاص سبب شده است که بعضی از این فلسفههای جدید[٢] میگویند: اصلا انسان در میان همه موجودات، موجودی است فاقد سرشت و طبیعت، و بعد خودش برای خودش طبیعت و ماهیت میسازد و خودش به خودش ماهیت میدهد. این مطلب از نظر معارف اسلامی تا حدودی درست است. اینکه انسان بکلی فاقد هر گونه سرشت باشد، از نظر معارف اسلامی غلط است، بلکه قضیه این است که اولا انسان دارای سرشتهای گوناگونِ متضاد است، و ثانیا در عین اینکه دارای سرشتهای گوناگونِ متضاد است، هیچ گونه اجباری به پیروی از یکی از این سرشتها ندارد[٣] ؛ یعنی به او عقل و ارادهای داده شده است که به حکم آن عقل و اراده میتواند از هرکدام از این سرشتها که بخواهد استفاده کند. آنوقت این سرشتها برای انسان حکم موتورهای متعدد دستگاهی را دارد که در عین حال کلیدش در دست متصدی این دستگاه مکانیکی است؛ یعنی اوست که میتواند یکی را روشن کند و دیگری را روشن نکند، و وقتی که روشن میکند به یکی مثلا بیشتر گاز بدهد و به دیگری کمتر، یا تعادل را حفظ کند.
[١] . حیوانات را كه بیان كنیم، مطلب در گیاهان و جمادات روشنتر است.
[٢] . اگزیستانسیالیسم.
[٣] . وقتی این سرشتها متضاد است، انسان نمیتواند در آنِ واحد به یك شكل معین تابع همه آنها باشد.