مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٦٠ - آشنایی با قرآن (١٢)
مجموعه آثار اسـتاد شهید مطـهری، جلد ٢٨، ص: ٤٦٠
میکردند.
کلمه «اُمُّل»
همین کلمه «اُمُّل» چه بدبختیهایی به وجود آورده است و چه زنهایی را از عفاف به فساد کشانده است! اگر از آنها بپرسی معنی این کلمه چیست، نمیدانند و همین قدر میگویند: اگر این طور بروم بیرون مسخرهام میکنند و میگویند تو عقبمانده و امّل هستی. این القائات و تلقینات خصوصا اگر با مسخره کردن همراه باشد، در اذهان مردم سادهدل و بالاخص در طبقه نسوان و نیز در طبقه جوانان به طور کلی، فوقالعاده اثر دارد.
در این آیات، قرآن منظرهای از کار این مسخرهکنندگان را نقل میکند. اِنَّ الَّذینَ اَجْرَموا کانوا مِنَ الَّذینَ امَنوا یضْحَکونَ. گروهی از مجرمان اینچنین بودند[١] که به اهل ایمان میخندیدند و آنها را مسخره میکردند. وَ اِذا مَرّوا بِهِمْ یتَغامَزونَ[٢] . و هر گاه که بر اینها عبور میکردند (یعنی از کنار اینها میگذشتند) با اشارات لب و لوچه و چشم و ابرو اینها را مسخره میکردند و زیر باران تحقیرهایشان میگرفتند[٣] . این برنامه روزشان بود. وَ اِذَا انْقَلَبوا اِلی اَهْلِهِمُ انْقَلَبوا فَکهینَ. شب وقتی برمیگشتند در میان خاندانشان، خوشحال بودند که نمیدانید امروز ما چطور اینها را مسخره و تحقیر کردیم و چقدر خندیدیم! وَ اِذا رَاَوْهُمْ قالوا اِنَّ هؤُلاءِ لَضالّونَ. وقتی که اینها را میدیدند میگفتند: بیچارهها! گمراهها! راه گم کردهها! (تنها به عملِ مسخره قناعت نمیکردند، تبلیغ هم میکردند.)
در اینجا بعد از همه اینها قرآن میفرماید: وَ ما اُرْسِلوا عَلَیهِمْ حافِظینَ. مگر مسئولیت نگهبانی مؤمنین را به این مجرمین دادهاند که غصه آنها را میخورند[٤] ؟! یعنی این جز از خباثت ذات اینها از چیز دیگری ناشی نمیشود. به شما چه ربطی دارد؟! گویی اینها را خلق کردهاند و فرستادهاند که مراقب و مواظب مؤمنین باشند که حالا دلشان به حال آنها سوخته! حداکثر اینکه ـ به اصطلاح امروز ـ به دیگران آزادیشان را بدهید! وقتی خودت نمیپذیری، چرا حاضر نیستی به او این مقدار آزادی بدهی که با ایمان خودش زندگی کند؟!
[١] . در بعضی از ترجمهها «كانوا» به غلط «هستند» ترجمه شده. «بودند» معنی استمرار میدهد بر خلاف«هستند»، و از «كانوا» [استمرار فهمیده میشود.] در اینجا منظور این است كه اینها كارشان مسخره كردن بود واین یك برنامه بود.
[٢] . باز اینجا «یتغامزون» مثل «یضحكون» مضارع و مفید استمرار است.
[٣] . این یك وسیلهای بود برای كوبیدن دین و اهل دین. شما ببینید چند نفر پیدا میشوند كه در چنین شرایطیبتوانند تحمل كنند؟. گاهی انسان هر گونه رنج بدنی را قبول میكند ولی تحقیر روحی را نمیتواند تحمل كند.
[٤] . یك مَثَل فارسی میگوید: مرا به خیر تو امید نیست، شر مرسان.