مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٤٠
مجموعه آثار اسـتاد شهید مطـهری، جلد ٢٨، ص: ٧٤٠
خیلی زیاد است؟ تو چه؟ خانه خیلی زیاد است، تو چه؟ یعنی ثروت را با خودش اشتباه میکند. افزایشِ در امری جدا و بیرون و بیگانه با خودش را با افزایش واقعی خودش اشتباه میکند. ثروت که جزء واقعیت انسان نیست. ثروت با انسان فقط یک رابطه و اضافهای پیدا میکند، تازه اضافهاش هم قراردادی است. معنایش نوشتن یک محضر[١] است که در یک دفتر ثبت شود و یک امضائی هم شده باشد، یعنی یک امر قراردادی؛ به دلیل اینکه انسان وقتی که ]از این دنیا [رفت آیا یک ذره از آن ثروت با او میرود؟ هرگز.
این است که تکاثر، ثروت افزون کردن و بعد افتخار کردن و خود را بزرگ دیدن و زیاد دیدن به اعتبار اینکه ثروت خیلی زیاد است، یکی از آن لهوهای دنیاست، به اندازهای که شراب لهو است، به اندازهای که قمار لهو است، به اندازهای که موسیقی لهو است و به اندازهای که هر نوع لهوی در دنیا لهو است؛ یعنی یک امر سرگرمکننده بازدارنده و غافلکننده انسان. این است که در آن آیه فرمود: اِعْلَموا اَنَّمَا الْ حَیوةُ الدُّنْیا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ وَ زینَةٌ وَ تَفاخُرٌ بَینَکمْ وَ تَکاثُرٌ فِی الاَْمْوالِ وَ الاَْوْلادِ[٢] .
پس کثرت و افزونی اگر افزونی خود و واقعیت خود انسان ]باشد امری پسندیده است.[ مثلا علم، افزونی خود انسان است. آدمی که عالم میشود او بر خودش افزوده. ایمان هرچه که قویتر باشد بر خود انسان افزوده شده. ملکات فاضله هر اندازه انسان بیشتر داشته باشد بر خودش افزوده. درباره اینها کسی نمیگوید تو حقیر بمان؛ ولی تو برعکس، به جای اینکه خود را افزایش بدهی، خود را حقیر نگه میداری، بیگانه با خود را داری افزایش میدهی و به آن هم افتخار میکنی، میگویی من از فلان کس خیلی بالاترم برای اینکه ثروتی که به نام من ثبت شده از ثروتی که به نام او ثبت شده بیشتر است. فرزندان و تکاثرِ در اولاد هم همین طور است. اولاد زیاد هم انسان داشته باشد چه اثری به حال او دارد مادام که خودش در شخصیت خودش کمال نیافته باشد؟ و لهذا قرآن افتخار به کثرت مال و کثرت اولاد هردو را با یکدیگر میکوبد.
اَلْهیکمُ التَّکاثُرُ. حَتّی زُرْتُمُ الْ مَقابِرَ. این فزونطلبی و افتخارِ به افزون داشتن و روی یکدیگر انباشتن، شما را به خود سرگرم کرد و کرد تا زیارت کردید جناب قبرستان را؛ یعنی تا آن لحظهای که سرتان ـ به اصطلاح معروف ـ به سنگ لحد خورد. یعنی غفلت تا کی؟! سرگرمی تا کی؟! آدم تا کی سرگرم اموری باشد که بازدارندهاند و او را از خودش غافل کردهاند؟!
کلّا سَوْفَ تَعْلَمونَ مگو! عن قریبٍ خواهید دانست. مثل همان بچه؛ بازی که تمام شد آن وقت میفهمد که کلاه و جُبّه و کفشی نیست. ثُمَّ کلّا سَوْفَ تَعْلَمونَ. بار دیگر تکرار میکنیم: عن قریبٍ
[١] . [دفتر اسناد رسمی]
[٢] . حدید / ٢٠.