مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨١ - آشنایی با قرآن (١١)
مجموعه آثار اسـتاد شهید مطـهری، جلد ٢٨، ص: ١٨١
خبر بدهد، بلکه «آیا» یعنی من خرج کردم، خودت هم اقرار داری که من خرج کردم. آیا من پول برای مدرسه تو دادم؟ میگوید: بله دادید. این را میگویند استفهام تقریری.
در اینکه این آیه استفهام حقیقی نیست شکی نیست. بعضی این آیه را به صورت استفهام انکاری معنی کردهاند و بعضی به صورت استفهام تقریری، که البته استفهام تقریری با آیات بعد مناسبتر است. معنای آیه به صورت استفهام انکاری این است: آیا بوده است قطعهای از زمان که در آن قطعه از زمان انسان چیز قابل ذکری نباشد؟ آنگاه معنایش این است که همیشه انسان در جهان بوده است، همیشه انسان به صورت «یک حقیقت قابل ذکر» بوده است، هیچ وقت نبوده است که انسان یک حقیقت قابل ذکر نباشد. البته اینهایی که میگویند همیشه چنین بوده است، میخواهند مقام انسان را در علم الهی مثلا بیان کرده باشند. ولی این معنی دوم که عرض میکنم، درست است و مفسرین ]برجسته [هم همین معنی دوم را گفتهاند. استفهام تقریری به عکس، نظر به جنبههای معنوی و ملکوتی انسان ندارد، نظر به جنبههای خلقتی طبیعی انسان دارد: از شما سؤال میکنیم، آیا قطعهای از زمان بود که این انسان بود اما چیز قابل ذکری نبود؟ کأنه به هر یک از ما میگویند که از تو سؤال میکنم: ای انسان آیا زمانی بوده است که تو بودهای ولی قابل ذکر نبودهای؟ یعنی قابل اینکه اسم انسان روی تو بگذارند نبودهای ولی بودهای. آنگاه این تفسیر یک معنی فوقالعاده لطیف و دقیق راجع به حقیقت انسان و خلقت انسان پیدا میکند.
نظریات درباره پیدایش روح
راجع به اینکه شخصیت واقعی انسان به چیست، شک ندارد که از نظر خود قرآن شخصیت واقعی انسان به روح انسان است نه به بدن انسان، یعنی آن منِ انسان روح انسان است. راجع به اینکه روح انسان کی خلق شده است، از نظر فلسفی ـ و بعضی در شکل مذهبی هم ـ مسئله را به دو صورت مختلف طرح میکنند. برخی چنین طرح میکنند که اصلا قبل از این عالم اجسام، روحهای انسانها خلق شده هستند، بعد که انسان در رحم، میرسد به حدی که بدنش این قابلیت را پیدا میکند که روح به آن تعلق بگیرد روحِ خلق شده قبلی به بدن تعلق پیدا میکند، مثل اینکه مرغی، وقتی که آشیانهای برایش درست شود، میآید در آن آشیانه جا میگیرد. این یک نوع طرز تفکر است که طرز تفکر افلاطونی گفته میشود.
یک نوع طرز تفکر دیگر بوده است و آن اینکه: روح انسان در ابتدا قبل از اینکه بدنش خلق بشود ]وجود نداشته؛[ بله، عالم ارواح، عالمی که روح از آن عالم خلق میشود، بر عالم اجسام تقدم دارد ولی روح هر کس جدا جدا قبلا خلق نشده است بلکه وقتی که بدن در رحم آمادگی پیدا میکند برای اینکه دارای روح بشود همان وقت روحی در بدن خلق میشود، که معمولا به حسب