مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٠ - آشنایی با قرآن (١١)
مجموعه آثار اسـتاد شهید مطـهری، جلد ٢٨، ص: ١٨٠
است؟ یعنی آیا یک قطعه زمانی، یک قسمتی از دهر و روزگار بوده است که انسان در آن قطعه از روزگار چیز قابل ذکری نبوده است؟ به صورت استفهام و پرسش است.
استفهام انکاری و استفهام تقریری
در باب استفهام این مطلب در علوم ادبی مطرح است که استفهام (سؤال) گاهی استفهام حقیقی است یعنی در موردی است که کسی مطلبی را که نمیداند از شخص دیگر سؤال میکند و از او جواب میخواهد. ولی گاهی استفهام به منظور فهمیدن سؤال کننده نیست، بر عکس است، به منظور فهماندن به طرف مخاطب است. (از مثالهایی که عرض میکنم مطلب روشن میشود.) این هم اقسامی دارد، دو قسمش را عرض میکنم. به یک قسمش میگویند استفهام انکاری؛ یعنی انسان امری را که میخواهد مورد انکار قرار بدهد و از مخاطب هم این انکار را اعتراف بگیرد، به صورت سؤال مطرح میکند؛ یعنی مطلبی را که میخواهد انکار و نفی کند و بگوید این طور نیست و میخواهد این انکار را و اعتراف به اینکه این طور نیست از طرف بگیرد، به صورت استفهام و سؤال مطرح میکند، مثل این آیه قرآن: هَلْ یسْتَوِی الَّذینَ یعْلَمونَ وَ الَّذینَ لا یعْلَمونَ[١] آیا آنان که عالمند با آنان که جاهلند مانند یکدیگرند؟ این، صورت استفهام است ولی معلوم است که نمیخواهد بگوید این مطلبی است که من نمیدانم، شما به من حالی کنید که مطلب این جور هست یا نه؛ بلکه یعنی مگر چنین چیزی امکان دارد؟ در مقام انکار مطلب است. به جای اینکه بگوید : «لایسْتَوِی الَّذینَ یعْلَمونَ وَ الَّذینَ لا یعْلَمونَ» که صورت ساده مطلب است (برابر نیستند آنان که میدانند با آنان که نمیدانند) این را به این صورت استفهامی ذکر میکند که یک درجه بالاتر و لطیفتر است. میفرماید آیا برابرند آنان که میدانند با آنان که نمیدانند؟ یعنی خودت اعتراف داری، من از وجدان تو سؤال میکنم، وجدان تو چه جواب میدهد؟ میگوید نه، برابر نیستند. به این میگویند استفهام انکاری.
نوع دیگر، استفهام تقریری است، درست نقطه مقابل استفهام انکاری؛ یعنی انسان مطلبی را که نمیخواهد انکار کند بلکه میخواهد تأیید کند و از طرف تأیید آن را بگیرد که این گونه است، به صورت استفهام ذکر میکند که وقتی میگوید: آیا اینچنین است؟ شما بگویید بله اینچنین است. فرض کنید شما دارید با پسرتان صحبت میکنید، میخواهید به او بگویید که پسر جان! من به تو علاقهمند هستم، من برای تو زحمت کشیدهام؛ آنگاه این طور میگویید: آیا من در فلان وقت برای تو این مقدار خرج کردم؟ نمیخواهید بگویید که شما خودتان خبر ندارید و میخواهید او به شما
[١] . زمر / ٩.