مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٢٧ - آشنایی با قرآن (١١)
مجموعه آثار اسـتاد شهید مطـهری، جلد ٢٨، ص: ٣٢٧
عوام هم یک گناه بزرگ دارند[١] . عوام یعنی کسی که مکتب نرفته، درس نخوانده و به اصطلاح ما سیاه و سفید نخوانده. ولی عوام آیا کتاب فطرت خودش را هم نخوانده؟ یک چیزهایی است که عوام و خواص ندارد، تمام مردم به ضرورت عقول و به فطرت اضطراری خودشان آن را درک میکنند. اگر کسی آمد از ناحیه خدا دستوری داد و خودش عمل نکرد، عقل و فطرت انسان میگوید به حرف او نباید گوش داد. تعبیر امام این است: وَ قَدِ اضْطُرّوا بِمَعارِفِ قُلوبِهِمْ[٢] یعنی مردم به حکم معرفتهای فطری قلبی اضطرارآ این مطلب را میفهمند؛ نه اینکه بگویند ما که مکتب و مدرسه نرفتهایم، ما که کلاس ندیدهایم، ما که سرمان در کتاب و قرآن نبوده، ما چه میدانیم؟ امام میگوید: خدا به تو فطرت داده. اگر کسی به نام عالم دینی دستوری به تو داد و میبینی خودش بر ضد آن عمل میکند چنانچه باز به دستور او عمل کنی مشرک هستی و خدا تو را عقاب میکند. این گونه اطاعت را قرآن میگوید اتخاذ رب است، در مقابل خدا خدا گرفتن است، همین طور که اطاعت محض نفس خدا گرفتن نفس است: اَفَرَاَیتَ مَنِ اتَّخَذَ إلهَهُ هَویهُ وَ اَضَلَّهُ اللهُ عَلی عِلْمٍ[٣] .
قرآن در جای دیگر تعبیری از موسی (ع) در مکالمه با فرعون نقل کرده است. وقتی که فرعون موسی را میشناسد که این همان بچهای است که در خانه خودشان تربیت شده و در ده سال پیش آن قبطی را کشته است، به او میگوید: اَلَمْنُرَبِّک فینا وَلیدآ وَ لَبِثْتَ فینا مِنْ عُمُرِک سِنینَ. وَ فَعَلْتَ فَعْلَتَک الَّتی فَعَلْتَ وَ اَنْتَ مِنَ الْکافِرینَ[٤] . آیا تو همان آدمی نیستی[٥] که بچه تازه مولودی بودی[٦] ، تازه به دنیا آمده بودی، در خانه ما بزرگ شدی، ما تو را تربیت کردیم، تو را بزرگ کردیم، سالها در خانه ما زندگی کردی، (به زبان ما) گوشت و پوست و استخوان تو از نان ما پرورش پیدا کرده، تو کافر نعمتی کردی و آن کار بسیار بد را کردی و آن قبطی را کشتی؟ موسی چه جواب میدهد؟ موسی میگوید: وَ تِلْک نِعْمَةٌ تَـمُنُّها عَلَی اَنْ عَبَّدْتَ بَنی اِسْرائیلَ[٧] . حالا داری به سر من منت هم میگذاری؛ به خیال خودت خیلی هنر کردهای، در مقابل جنایتِ به این بزرگی که تمام بنیاسرائیل را عبد خودت قرار دادهای. آنجا عبد به چه معناست؟ بنیاسرائیل به طور مسلّم فرعون را پرستش نمیکردند ولی اطاعت جبارانه فرعون بر آنها تحمیل شده بود.
اینها نوعی از شرک است که از نظر اجتماعی شرک است و گاهی از نظر اخلاقی شرک نیست.
[١] . اتفاقآ در همین حدیث است كه امام به فطرت تمسك كرده.
[٢] . تفسیر صافی، ص ٣٦، ذیل آیه ٧٨ بقره.
[٣] . جاثیه / ٢٣.
[٤] . شعراء / ١٨ و ١٩.
[٥] . این از همان استفهامهای تقریری است. خودش میداند كه این همان آدم است. سؤال واقعی نیست.
[٦] . میخواهد منت سرش بگذارد.
[٧] . شعراء / ٢٢.