مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٧٦ - آشنایی با قرآن (١٣)
مجموعه آثار اسـتاد شهید مطـهری، جلد ٢٨، ص: ٥٧٦
«تزکیه نفس» مقصودشان صیقل دادن نفس و پاکیزه کردن نفس از آلودگیهاست.
معنی دیگر «تزکیه» تَنْمیه یعنی نموّ دادن و رشد دادن است؛ مثل گیاهی که در اول به صورت برگ ضعیفی است و بعد اگر شرایط و عوامل مساعد باشند تدریجا رشد میکند. پس معنی دوم «تزکیه نفس» رشد دادن، تکامل بخشیدن و از نقص به کمال بردن نفس است.
این دو معنی، مختلف است ولی در بعضی موارد تقریبا لازم و ملزوم یکدیگرند. اگر شما پاکیزه کردن را به یک جماد نسبت بدهید، ]یعنی پاکیزه کردن یک جماد، [این معنی مغایر با رشد و نمو است، مثل این که میگوییم «تطهیر لباس». در مورد لباس یا بدن، تزکیه گفتن غلط است. اما در موجودات زنده و روینده که در مسیر رشد و تکاملاند، آنچه که برای آنها آلودگی و بر ضد و منافی طبیعتشان شمرده میشود، همان چیزهایی است که مانع رشد آنها هم هست. مثلا گاهی زراعت دچار آفت میشود و در آن، علفهای هرزی پیدا میشود که قوه زمین و رطوبت را جذب میکند و مانع رشد زراعت میشود[١] . یا مثلا گاهی در بدن انسان انگل پیدا میشود. از نظر پزشکی این برای بدن انسان یک آلودگی است و بر ضد بدن است. انگل نمیگذارد بدن آن سلامت و کمال و رشد خودش را داشته باشد، خون یا مقداری از مواد غذایی را که باید به بدن برسد به خودش اختصاص میدهد و روز به روز بزرگتر و بدن ضعیفتر میشود.
پس در موجود زنده پاکیزه کردن مساوی است با رشد دادن؛ چون پاکیزه کردن یعنی مانع رشد را بر طرف کردن، و بر طرف کردن مانع رشد، امری است که در ذات خودش رویاننده و رشدو نمو دهنده است.
پس معنی «تزکیه نفس» صرفا پاکیزه کردن نیست، بلکه پاکیزه کردنی است که مستلزم رشدونمو هم هست. علتْ این است که نفس و روح انسان یک موجود زنده است و در ابتدا موجود ضعیفی است و تدریجا رو به کمال میرود. هر چه نفس در علم و عمل پیشروی کند کاملتر میشود. بنابراین معلوم شد که تزکیه، هم مشتمل بر معنی پاکیزه کردن است و هم مشتمل بر معنی نمو دادن.
معنی «خابَ»
کلمه دیگری که در اینجا داریم کلمه «خابَ» است. «خابَ» از «خیبَة» است که نقطه مقابل «فلاح»
[١] . یكی از كارهایی كه لازم است كشاورزها انجام بدهند وجین كردن است كه در خراسان به آن «خوكردن»میگویند. مولوی هم چون بلخی و خراسانی بوده [در شعرهایش] كلمه «خو» را آورده. «خوكردن» یعنی كندنو دور ریختن علفهای هرزی كه در زراعت پیدا شده.