مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٧٨ - آشنایی با قرآن (١٣)
مجموعه آثار اسـتاد شهید مطـهری، جلد ٢٨، ص: ٥٧٨
یکی از محدثین درباری این حدیث را از پیغمبر خواند و کفتربازی را هم اضافه کرد. ظاهرا خود خلیفه برگشت و به او گفت: نامرد! این را به خاطر من اضافه کردی، پیغمبر دیگر این را نگفته بود. به این میگویند «دَسّ».
دسّ در کتابها و تألیفات
اتفاقا در کتابهای ما و بالخصوص در کتابهای پارسی و ایرانی دسّ خیلی زیاد است. یکی از استادهای دانشگاه که خیلی اهل تتبع بود نوشته بود: بیامانتتر از قوم ایرانی در دنیا وجود ندارد؛ این ناسخها هر کتابی استنساخ کردهاند چیزی از خودشان در آن داخل کردهاند.
شکایت مرحوم حاج شیخ عباس قمی از نُسّاخ
مرحوم حاج شیخ عباس قمی (رضوان الله علیه) معاصر ما بوده؛ در یک جای مفاتیح دادِ این مرد از دست نساخ بلند است. میگوید: من کتابی را دادهام به شخصی که خطش خوب است تا از روی آن استنساخ کند، ولی خیلی از جاها را مطابق میل خودش عوض کرده؛ مثلا «حمید بن قحطبه» را چون در تاریخ خوانده بوده آدم خیلی بدی بوده، در همه جا تبدیل به «حمید بن قحبه» کرده. این خیانت است و امثال این خیلی زیاد است.
غرضم این است که «دَسّ» این است که در جنس و کالایی یک جنس عوضی و قلابی وارد کنند به طوری که معلوم نشود. حال در این آیه میفرماید: مَنْ دَسّیها، یعنی کسی که در جان خودش عنصر قلابی وارد میکند.
آیا فرد جامعه را میسازد یا جامعه فرد را؟
هر سه قسمتی که عرض شد، احتیاج به توضیح دارد. در مورد قسمت اول در جلسه قبل عرض کردم که «فلاح» رهایی است و انواع آزادیها داریم که همه آنها ضرور و لازم است: آزادی اجتماعی، آزادی سیاسی، آزادی فکری و آزادی معنوی و اخلاقی، که البته آزادی معنوی شامل آزادی فکری هم میشود. قرآن به همه این آزادیها اهمیت میدهد ولی در درجه اول به آزادی معنوی اهمیت میدهد. این همان مسئلهای است که امروز تحت این عنوان مطرح است: آیا فرد بر جامعه تقدم دارد یا جامعه بر فرد؟ آیا جامعه فرد را میسازد یا فرد جامعه را؟ بعضی قائل به تقدم