مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٨٣ - آشنایی با قرآن (١٢)
مجموعه آثار اسـتاد شهید مطـهری، جلد ٢٨، ص: ٣٨٣
این که در آیات بعد میوه به طور کلی خواهد آمد. «قضب» یعنی سبزی به طور کلی[١] . بعضی گفتهاند: مقصود از «قضب» فقط سبزیهایی است که هرچند بار که درو شود باز خودش میروید، مثل تره. وَ زَیتونآ وَ نَخْلا. و درخت زیتون و درخت خرما را. وَ حَدائِقَ غُلْبآ. و باغستانها و باغهای مملوّ از درختهای بسیار عظیم و ستبر را. وَ فاکهَةً وَ اَبـّآ. و میوه (به طور کلی) و روییدنیهایی که خوردنی برای حیوانات است نه انسان. مَتاعآ لَکمْ وَ لاَِنْعامِکمْ. همه اینها را برای تمتع و بهرهگیری و تغذیه شما و حیوانات شما ]قرار دادیم.[ تا اینجا درواقع قرآن انسان را دعوت به مطالعه میکند؛ یعنی یک فهرست به انسان میدهد و میگوید: ای انسان! درباره اینها فکر و مطالعه علمی کن تا (به قول امروزیها) اسرار خوراکیها را به دست آوری.
تذکر آخرت
فَاِذا جاءَتِ الصّاخَّةُ. یوْمَ یفِرُّ الْـمَرْءُ مِنْ اَخیهِ. وَ اُمِّهِ وَ اَبیهِ. وَ صاحِبَتِهِ وَ بَنیهِ. لِکلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ یوْمَئِذٍ شَأْنٌ یغْنیهِ[٢] .
بارها گفتهایم که در قرآن هیچ موضوعی به اندازه آخرت مورد توجه قرار نگرفته؛ چون هیچ موضوعی به این اندازه برای انسان لزوم تذکر ندارد و تعلیم دادنی نیست. موضوع آخرت از این جهت حتی از موضوع توحید هم بالاتر است؛ چون توحید از یک نظر به گذشته انسان مربوط است و انسان به کمک عقل و فکر، راه شناخت به گذشته را بهتر ]در دست [دارد. ولی معاد مربوط به آینده انسان است و آینده انسان برای انسان از نظر فکر خودش دنیای مجهولی است (تا چه رسد به آینده کل جهان) و این در حالی است که سعادت انسان به آن بستگی دارد.
در این آیات ترتیب خاصی رعایت شده. ]توضیح این که[ انسان به برادر خودش خیلی عُلقه دارد ولی از برادر بیشتر، به پدر و مادر علقه دارد، و باز آنان که از پدر و مادر هم بیشتر مورد علاقه انسان هستند زن و فرزند میباشند. اینجا به همین ترتیب ذکر کرده، میفرماید: روزی که انسان از برادرش فرار میکند. بعد کأ نّه میفرماید: و بلکه بالاتر، از پدر و مادرش، و بلکه بالاتر، از همسر و فرزندانش فرار میکند، چرا؟ لِکلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ یوْمَئِذٍ شَأْنٌ یغْنیهِ. هرکسی در آن روز،
[١] . نمیدانم چرا بعضی، «قضب» را به «خرما» ترجمه كردهاند. قطعا «خرما» صحیح نیست؛ یعنی هیچ مفسری وهیچ [كتاب] لغتی كلمه «قضب» را به «خرما» معنی نكرده است. شاید اشتباه از كتابت باشد.
[٢] . عبس / ٣٣ ـ ٣٧.