مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٥٠ - آشنایی با قرآن (١١)
مجموعه آثار اسـتاد شهید مطـهری، جلد ٢٨، ص: ٢٥٠
جایگاه آنها نازل بشود این اعلام خطر شدگان بد صبحگاهی خواهند داشت. دو مرتبه میفرماید : وَ تَوَلَّ عَنْهُمْ حَتّی حینٍ[١] . یعنی ای پیغمبر خودت این عذاب را خواهی دید، که مقصود همان عذابی است که خداوند متعال از طریق بدر بر اینها نازل کرد، یعنی پیروزی مسلمین و شکست آنها.
مخصوصآ من اینها را تکرار میکنم برای اینکه میبینم در این کتابهایی که اخیرآ بر ضد اسلام منتشر شده چه حرفهایی در این زمینهها میزنند، از جمله همین حرفی که فرنگیها گفتهاند؛ میگویند: پیغمبر اسلام تا در مکه بود هیچ اندیشه جهاد در مغزش خطور نکرده بود و مانند مسیح فکر میکرد (البته مسیحی که آنها از خودشان ساختهاند) یعنی تا آن وقت منطقش فقط این بود که اگر به طرف راست صورتت زدند طرف چپ را بگیر. بعد که به مدینه آمد چهره مسیح خودش را عوض کرد و چهره قیصر به خودش گرفت. در آنجا مسئله جهاد را مطرح کرد.
در این که در مکه پیغمبر مأمور به جهاد نبوده شکی نیست. دوره مکه دوره آمادگی بود، دوره اتمام حجت از نظر کافران بود، دوره تربیت یک عده مسلمان حسابی بود، دوره تعلیم و تربیت بود و دوره آزمایش بود از نظر دیگر. خیلی احکام بود ]که هنوز به صورت قطعی نازل نشده بود. [خود قرآن در آیهای از سوره دهر ـ که قبلا خواندیم ـ میفرماید: اِنّا نَحْنُ نَزَّلْنا عَلَیک الْقُرْآنَ تَنْزیلا. فَاصْبِرْ لِحُکمِ رَبِّک[٢] . ما قرآن را تنزیل کردیم، یعنی دستوراتی که میدهیم تدریجآ میدهیم ]و این امر[ بر اساس یک حکمتی است. منع شدید شرابخواری هم ـیعنی تحریم کلی آن ـ در مدینه بود. آیات قرآن اساسآ نجومآ نازل شده و بهترین و بلکه حکیمانهترین کارها همین بوده است. این را عرض میکنم برای اینکه اگر یک وقتی ]با این شبهه [مصادف شدید توجه داشته باشید.
آیه دیگری ما در سوره قمر داریم. اتفاقآ سوره قمر هم مکی است یعنی این سوره هم از سورههایی است که در مکه نازل شده نه در مدینه. وقتی انسان همه این آیات را در کنار یکدیگر میگذارد عجیب یکدیگر را تفسیر میکنند. سوره وَالصّافات را دیدید، سوره ص را دیدید، در سوره قمر میفرماید: اِقْتَرَبَتِ السّاعَةُ وَ انْشَقَّ الْقَمَرُ. وَ اِنْ یرَوْا ایةً یعْرِضوا وَ یقولوا سِحْرٌ مُسْتَمِرٌّ. وَ کذَّبوا وَ اتَّبَعوا اَهْواءَهُمْ وَ کلُّ اَمْرٍ مُسْتَقِرٌّ (که این سه آیه پیش درآمد است). وَ لَقَدْ جاءَهُمْ مِنَ الاَْنْباءِ ما فیه مُزْدَجَرٌ[٣] یعنی خبرها و حکایتها و داستانها از امم گذشته برای اینها آنقدر گفتهایم که مایه تنبّه و بیداری اینها باشد. بعد قرآن اول از قوم نوح ذکر میکند: کذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نوحٍ[٤] بعد از چند آیه
[١] . صافّات / ١٧١ ـ ١٧٨.
[٢] . دهر / ٢٣ و ٢٤.
[٣] . قمر / ١ ـ ٤.
[٤] . قمر / ٩.