مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٩٢ - آشنایی با قرآن (١١)
مجموعه آثار اسـتاد شهید مطـهری، جلد ٢٨، ص: ٢٩٢
تقوا در نهجالبلاغه به این معنا به کار رفته. مثلا در یک جا میفرماید: اِنَّ تَقْوَیاللهِ حَمَتْ اَوْلِیاءَ اللهِ مَحارِمَهُ وَ اَلْزَمَتْ قُلوبَهُمْ مَخافَتَهُ[١] همانا تقوای الهی حامی اولیاء حق است و آنها را از محارم و محرّمات نگهداری میکند. تقوا چیزی است که اگر در انسان پیدا شد او را حمایت و از محارم حفظ و نگهداری میکند. وَ اَلْزَمَتْ قُلوبَهُمْ مَخافَتَهُ تقوا اگر در دلها پیدا بشود خوف خدا به وجود میآورد. اینجا تقوا با خوف و ترس از خدا دو چیز به حساب آمده. خوف خدا لازمه تقواست. این که در بعضی جاها «اِتَّقُوا اللهَ» را «از خدا بترسید» ترجمه میکنند، درست نیست. تقوا چیزی است که به تعبیر امیرالمؤمنین لازمه آن خوف خدا هست، همچنان که لازمه آن پرهیزکاری هست، اما خودش عین خوف خدا و عین پرهیزکاری نیست؛ خودش همان ملکه راسخه، همان حالت، همان روح الهی است که اگر در انسان پیدا بشود این آثار را به دنبال میآورد. جمله دیگری در نهجالبلاغه هست، میفرماید :
اِنَّ الْخَطایا خَیلٌ شُمُسٌ حُمِلَ عَلَیها راکبُها... وَ اِنَّ التَّقْوی مَطایا ذُلُلٌ[٢] .
گناه بعد از آنکه به وجود آمد و انسان مرتکب شد، بدیهی است که از بین نمیرود و میماند، آن حرکات ظاهری گناه است که تمام میشود. وقتی که انسان یک دروغ میگوید یا یک غیبت میکند یا گناه دیگری مرتکب میشود، آن حرکات جسمانیاش مثلا یک دقیقه است ولی گناه تنها عمل جسمانی نیست، اگر تنها عمل جسمانی میبود، آدمی هم که مُرده است دستش را حرکت بدهند بشود گناه! یا آدمی که خواب است دستش حرکت کند بشود گناه! گناه ریشهاش در روان و روح انسان است، یعنی یک نوع تغذیه است. هر عملی که انسان مرتکب میشود تغذیهای است برای روح و روان او.
میفرماید: گناه، همانی که در انسان باقی میماند، خطایا، خطاها، لغزشها در حکم اسبهای چموش است که سوارهای بر آن سوار کنند، یعنی همین قدر که گناه مرتکب شدی یک حالت ناآرامی ـ که در قرآن کلمه لِلطّاغینَ آمده است (لِلطّاغینَ مَـابآ) ـ در وجودت پیدا میشود. گناه بذر طغیان و سرکشی در روح انسان است، بعد اصلا آدم حس میکند که مثل اینکه خودش از اختیار خودش بیرون است؛ ده بار تصمیم میگیرد دروغ نگوید، بعد میبیند بیاختیار شد و دروغ گفت؛ ده بار تصمیم میگیرد غیبت نکند، یک وقت حواسش را جمع میکند میبیند دو ساعت است که
[١] . خطبه ١١٢.
[٢] . خطبه ١٦.