مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٩٨ - آشنایی با قرآن (١١)
مجموعه آثار اسـتاد شهید مطـهری، جلد ٢٨، ص: ٢٩٨
مقصود از «روح»
اینجا مقصود از روح چیست؟ بعضی گفتهاند مقصود از روح، روح الامین یا روح القُدُس است که در قرآن کنایه از جبرئیل است، یعنی جبرئیل و سایر ملائکه. ولی این را جواب دادهاند که وقتی خود جبرئیل یکی از ملائکه است، او را استثنا کردن چندان لطفی ندارد. برخی گفتهاند اگرچه روح به صورت مفرد گفته شده است ولی مقصود جمع است، یعنی ارواح انسانها و لااقل ارواح انبیا و ائمه. یوْمَ یقومُ الرّوحُ وَ الْمَلائِکةُ صَفّآ آن روزی که ارواح بزرگ، ارواح کلیه و ملائکه به صف میایستند. لایتَکلَّمونَ یک کلمه به زبان نمیآورند اِلّا مَنْ اَذِنَ لَهُ الرَّحْمنُ مگر کسانی که خدا به آنها اجازه بدهد، که بعد عرض میکنیم.
ولی آن طور که بعضی از مفسرین از مجموع آیات قرآن تحقیق کردهاند، از قرآن کریم استنباط میشود که یک حقیقتی وجود دارد حتی مافوق ملائکه که آن حقیقت به اذن پروردگار مبدأ هر نوع حیاتی است. حتی ملائکه حیات خودشان را از او دارند. انسان که خدا در قرآن میفرماید: وَ نَفَخْتُ فیهِ مِنْ روحی[١] این روح خودش را از او دارد. انواع روح (اصلا روح یعنی مبدأ حیات)، آنچه مبدأ حیات و انواع حیات در عالم است از ناحیه او به اذن پروردگار افاضه میشود که از خود قرآن استنباط میشود که همه نباتات دارای یک نوع روح یعنی دارای نوعی حیات هستند، حیوانها دارای نوعی روح و حیات هستند بالاتر از نباتات، انسانها به طور کلی دارای روحی هستند بالاتر و شریفتر از روحی که در حیوانات هست. باز در انسانها مؤمن و غیر مؤمن فرق میکند، مؤمن دارای یک روح علاوه است که از او به روح الایمان تعبیر میشود: وَ اَیدَهُمْ بِروحٍ مِنْهُ[٢] . از خود قرآن استنباط میشود. اولیاء الله و پیغمبران باز یک روح اضافه دارند یعنی حیات بیشتری دارند (روح یعنی نوعی حیات)، از نوعی حیات برتر و بالاتر برخوردارند که از او به روح القدس تعبیر میشود، یعنی هر انسانی به آن حیاتِ نوعی انسان زنده است ولی آن کسی که با ایمان است یک حیاتی دارد که غیر مؤمن آن حیات را ندارد. قرآن صریحآ غیرمؤمن را میت مینامد، نه به این معنی که او آن روح انسانی که همه افراد نوع انسان دارند ندارد، قلبش هم کار نمیکند و روح حیوانی هم ندارد؛ بلکه مرده از روح ایمان است، کما اینکه همه مؤمنین نسبت به روح القدس، نسبت به روحی که فاقد آن روحاند مرده هستند. آن روح القدس در هر انسانی که پیدا بشود به او نوعی حیات و نوعی قدرت میدهد که آن حیات و قدرت در انسانهای دیگر نیست. به قول شاعر :
[١] . حجر / ٢٩.
[٢] . مجادله / ٢٢.