مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٧٩ - آشنایی با قرآن (١٣)
مجموعه آثار اسـتاد شهید مطـهری، جلد ٢٨، ص: ٥٧٩
جامعه بر فردند و میگویند: هر کاری میخواهید بکنید از جامعه شروع کنید، اگر جامعه درست شود فرد جبرا درست است و اگر جامعه درست نشود فرد جبرا نادرست است. بنابراین رفتن به سراغ فرد از بیخ غلط است. اینها رفتن به سراغ اصلاحات اخلاقی را نوعی کار غلط و اضلال و گمراهی تلقی میکنند. عدهای هم اصلا به جامعه کاری ندارند و میگویند: جامعه که چیزی نیست، باید به سراغ فرد رفت و او را اصلاح کرد.
اما در اسلام، هم به اصلاح فرد و هم به اصلاح جامعه ]اهمیت داده شده.[ امر به معروف و نهی از منکر اصلاح جامعه است. اگر جامعه فاسد باشد اصلاح فرد به تنهایی کافی نیست. ولی در عین حال اسلام آن نظریه را که میگوید فقط باید به جامعه پرداخت، نمیپذیرد؛ چون جامعه باید از ناحیه افراد درست شود. عدهای میگویند: «فرد در اصلاح جامعه دخالت ندارد. جامعه یک حرکت جبری دارد که تابع وضع نظام تولیدی است و نظام تولیدی هم تابع ابزار تولید است. ابزار تولید، انسانها را هر طور که خودش اقتضا کند میسازد و انسانها هیچ ارادهای ندارند». ولی این حرف، حرف مزخرفی است.
اصلاح جامعه به وسیله مصلحان
تعلیمات قرآن بر این اساس است که برای فرد در درون جامعه نوعی مسئولیت و شخصیت و اختیار و آزادی قائل است. قرآن میگوید: جامعه خود به خود و با یک حرکت جبری اصلاح نمیشود، بلکه جامعه را باید مصلحها اصلاح کنند. به تعبیر امروز: شخصیتهای مصلح در اصلاح جامعه نقش دارند. این حرف که «شخصیت بینقش است» حرف مفتی است، ولی شخصیت باید صالح باشد تا مصلح شود. این یکی از اصول تعیلمات اسلامی و از اصول فلسفههای اجتماعی اسلامی است.
فطرت
پس اینجا بحث این است: آیا جامعه بر فرد تقدم دارد یا فرد بر جامعه؟ آیا تمام ابعاد وجود فرد را جامعه میسازد، یا فرد به حکم فطرت و به دست توانای خلقت مقداری از پایههای اصلی انسانیتش ساخته شده؟ قرآن دومی را انتخاب میکند و میگوید: وَ نَفْسٍ وَ ما سَوّیها. فَألْهَمَها فُجورَها وَ تَقْویها. این یعنی فطرت، و به معنای رد نظریهای است که میگوید تمام ابعاد شخصیت انسان را جامعه میسازد. قرآن میگوید: قسمتهای اصلی ابعاد شخصیت انسان در متن خلقت ساخته شده. این حرف عجیبی است.
پس آن نظریه میگفت: «فرد هیچ نقشی ندارد و جامعه یک حرکت جبری میکند. بستگی