مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٨١ - آشنایی با قرآن (١٣)
مجموعه آثار اسـتاد شهید مطـهری، جلد ٢٨، ص: ٥٨١
بدهد و هر طور ظرفش را پر کند پر میشود. پس هر چه هست جامعه است و فرد هیچ نیست. حال که این طور است پس شما یک فکر بیشتر نباید داشته باشید و آن اینکه جامعه را اصلاح کنید. به این افراد تا بگویید: «نماز» میگویند: «این مسئله مهم نیست، به فکر جامعه باش»؛ تا بگویید: «روزه، راستی، درستی، عفت، پاکی...» میگویند: «عجالتا اینها درست نیست، اساس جامعه است، اول باید جامعه را درست کرد. اسلام یک دین جامعهگراست و میگوید جامعه را باید درست کرد». اما چه کسی باید جامعه را درست کند؟! بعد این افراد به خیال خودشان میروند سراغ درست کردن جامعه، اما با یک روح آلوده کثیف گند. بعد میبینید سر از جای دیگر در آوردند و نمیشود و محال است سر از جای دیگر در نیاورند[١] .
قَدْ أفْلَحَ مَنْ زَکیها تحقیقا («قد» حرف تحقیق است) رستگار شد آن کس[٢] که به معنای واقعی رها و آزاد شد، انسانی که جان خود را پاکیزه کرد و مانعهای رشد و بالندگی را، مانعهای اخلاقی مانند خودخواهیها و خودپرستیها را، افکار انحرافی و افکار مادی و ماتریالیستی را و خلاصه هر چه که بر ضد فطرت انسان و بر ضد تقواست، از خود دور کرد.
وَ قَدْ خابَ مَنْ دَسّیها. بدبخت و بیچاره آن کسی که در این کتاب الهی قلم برد. چه کتابی از کتاب نفس و روح انسان بالاتر است؟! در قیامت میگویند: إقْرَأْ کتابَک کفی بِنَفْسِک الْیوْمَ عَلَیک حَسیبآ[٣] . تمام وجود ما کتاب است و هر یک کلمهای که یاد بگیریم یک سطر در این کتاب نوشته شده. کوچکترین خُلقی که پیدا کنیم سطری در این کتاب نوشته شده، بلکه کوچکترین خاطرهای که در نفس ما و در ذهن ما وجود داشته باشد مطلبی است در این کتاب.
اشارهای به داستان قوم ثمود
کذَّبَتْ ثَمودُ بِطَغْویها. به مناسبت، اشارهای به داستان ثمود است. قوم ثمود تکذیب کرد؛ یعنی گفته پیغمبران، گفته خدا و چنین حقایقی را تکذیب کرد. چگونه تکذیب کرد؟ آیا با لفظ تکذیب کرد یا با عمل؟ میگوید: با عمل. «طَغْوی» نقطه مقابل «تقوا» است. اغلب مردم به جای تقوا، طغوی دارند؛ یعنی طغیان و سرکشی.
إذِ انْبَعَثَ أشْقیها آنگاه که شقیترین آنها برانگیخته شد. داستان عقر و پی کردن ناقه صالح است که آیه الهی بود و خدا آن را وسیله و مایه امتحان این قوم قرار داده بود.
[١] . [اشاره است به برخی گروههای انقلابی قبل از انقلاب اسلامی مانند مجاهدین خلق و فرقان.]
[٢] . البته «مَنْ» به معنی «كسان» هم میآید، یعنی هم برای مفرد میآید و هم برای جمع، منتها چون لفظش مفرداست ضمیرهایش هم مفرد است.
[٣] . اسراء / ١٤.