مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٢٦
مجموعه آثار اسـتاد شهید مطـهری، جلد ٢٨، ص: ٨٢٦
بود از این نوع بود یعنی آنها را از لیف خرما ساخته بودند.
نکته
قرآن میفرماید: این هیزم کش در حالی که آن ریسمانی که از جنس مسد است به گردنش افتاده. هیزم کشها را دیدهاید که وقتی میخواهند باری را به دوش بکشند قهرا بار را به پشت خود میبندند و به اصطلاح از این طرف و آن طرف چهار بندی میکنند. اینجا کلمه «جید» آمده؛ نکتهای در آن است. ما میگوییم جید یعنی گردن، در نصاب[١] هم میگوید جید: گردن. عرب به جای کلمه «گردن» که ما میگوییم، دو کلمه را به کار میبرد، یکی «عُنُق» و دیگر «جید». ولی موارد استعمال اینها متفاوت است. «عنق» در مواردی استعمال میشود و «جید» در موارد دیگر، و شاید «عنق» اعم باشد، ولی «جید» مورد خاص دارد. مثلا اگر بخواهند بگویند که ریسمانی به گردن زید انداختند و او را کشان کشان بردند، اینجا «عنق» به کار میبرند. قرآن در این جور موارد کلمه «عنق» را به کار برده: فَظَلَّتْ اَعْناقُهُمْ لَها خاضِعینَ[٢] گردنهای اینها خاضع و خاشع است. اِنّا جَعَلْنا فی اَعْناقِهِمْ اَغْلالا[٣] . نمیگوید «فی جیدِهِمْ»، میگوید در عنقهای اینها ما غل انداختیم.
اما کلمه «جید» را جایی به کار میبرند که گردن از آن جهت که موضوع زیبایی است ذکر میشود. وقتی که میخواهند بگویند گردنبند را به گردن زن انداختند اینجا کلمه «جید» به کار میبرند و ظاهرا از ماده «جَید» به معنای نیک و زیباست. و لهذا در آن جمله معروف حضرت سیدالشهداء (ع) آمده است: خُطَّ الْمَوْتُ عَلی وُلْدِ آدَمَ مَخَطَّ الْقَلادَةِ عَلی جیدِ الْفَتاةِ[٤] مرگ بر فرزند آدم بسته شده است آن طور که گردنبند به گردن زن جوان. نفرمود عنقِ الْفَتاة، فرمود جیدِ الْفَتاةِ. وقتی که گردن را از جنبه زیبایی میخواهند یاد کنند، کلمه «جید» میآورند نه کلمه «عنق». گردن برای زن یکی از مواضع زینت است که در ذیل آیه کریمه «وَلایبْدینَ زینَتَهُنَّ اِلّا ما ظَهَرَ مِنْها»[٥] وقتی که مواضع زینت را در روایت معین کردهاند که مقصود چیست، از جمله گردن را معین کردهاند، زیرا زن گردن خودش را مزین میکند و گردنبند و مانند آن را آنجا قرار میدهد.
قرآن اینجا میخواهد وضع این زن را مجسم کند؛ وقتی کلمه «جید» میآورد میخواهد بگوید این زن بدبخت را ببین، زن باید برود به وظیفه زنی خودش عمل کند؛ حالا باید در خانهاش
[١] . [كتاب نصاب الصبیان كه معانی لغات عربی را به شعر بیان كرده است.]
[٢] . شعراء / ٤.
[٣] . یس / ٨ .
[٤] . بحار الانوار ج ٤٤ / ص ٣٦٦ و لهوف ص ٦٠ (المسلك الاول).
[٥] . نور / ٣١.