مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٢٤
مجموعه آثار اسـتاد شهید مطـهری، جلد ٢٨، ص: ٨٢٤
معانی مختلف حمّالة الحطب
کلمه «حمّالة الحطب» از آن کلماتی است که مثل بسیاری از کلمات قرآن در آنِ واحد مفاهیم متعدده را میفهماند. این زن اولا زنی بود ـ و شاید تنها زن در میان زنان اهل مکه بود ـ که رسما مثل مردها با پیغمبر مبارزه میکرد، یعنی مبارزه علنی میکرد. میرفت به پشت خودش هیزم و خار میکشید و مثل بارکشها و الاغهای بارکش ریسمان را به پشت گردنش میانداخت، بعد میآورد و در کوچهای که پیغمبر اکرم از آنجا عبور میکردند سر راه ایشان خار میریخت. از این جهت حمّالة الحطب بود، که واقعا هم هیزم کشی میکرد.
کار دیگری که این زن میکرد که به آن جهت هم حمالة الحطب بود این بود که میرفت اطرافْ دائما سخنچینی میکرد، دو به هم زن بود. میرفت اینجا و آنجا، گوش میکرد تا یک خبری از پیغمبر و از اصحاب پیغمبر و مسلمانها بشنود بعد برود در محافل قریش سخن چینی کند، لابد یک چند تا هم رویش بگذارد، برای اینکه آتش کینه قریش را نسبت به پیغمبر مشتعلتر کند. از این جهت هم این زن حمالة الحطب یعنی هیزم کش بود. به طور کلی به سخن چین «حمّال الحطب» یا «حامل الحطب» میگویند؛ یعنی مَثَل سخن چین مَثَل کسی است که هیزم میآورد برای اینکه آتش در میان افراد روشن کند. سعدی میگوید :
میان دو کس جنگ چون آتش است سخن چین بیچاره هیزم کش است
از این نظر هم این زن هیزم کش بود، هیزم آتش خصومت میان قریش و پیغمبر اکرم.از یک نظر دیگر هم این زن هیزم کش بود؛ از همان نظر که ابولهب، ابولهب بود؛ و آن اینکه با این کارها آتش جهنم را برای خودش میافروخت، هیزم جهنمی ]را با خود میکشید،[ یعنی از نظر باطن و معنا برای خودش آتش جهنم و هیزم آتش جهنم فراهم میکرد.
این کلمه را که قرآن برای این زن انتخاب کرده، در آنِ واحد هر سه مفهوم را میرساند؛ او هم هیزم را به ظاهر میکشید برای سد راه پیغمبر و برای اینکه خار در سر راه پیغمبر انداخته باشد. هم هیزم کشی میکرد به معنای اینکه آتش خصومت قریش را برمیافروخت با سخن چینیهایی که میکرد؛ دائما در حرکت بود از اینجا به آنجا، تا یک خبر تازه کشف کند یک چیزی جعل کند بعد برود در محافل قریش بازگو کند و قریش را تحریک کند و آتش خصومت قریش را برافروزد. و هم اینکه (آنچه برای خودش از همه بدتر بود این مسئله بود) با این کار خودش مانند هر سخن چین دیگری و مانند هر کسی که بخواهد خصومتی را که خدا نمیخواهد ایجاد شود ایجاد کند حمّالة الحطب و هیزم کش بود، هیزم کش علیه خودش؛ آتش علیه خودش ایجاد میکرد.