مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٩١
مجموعه آثار اسـتاد شهید مطـهری، جلد ٢٨، ص: ٧٩١
این است که نطفه مرد و بذری را که مال مرد است در رحم خودش پرورش میدهد، بعد هم تحویلش میدهد. مثل بچهای است که او را در مدرسهای بگذارند و در آن مدرسه رشد بدهند، غذا به او بدهند، تعلیمات به او بدهند. اگر بچهای ده سال هم در یک پانسیون[١] باشد و در آنجا غذا به او بدهند، تعلیمات به او بدهند، بعد از ده سال صاحب بچه میآید بچهاش را میبرد. آن صاحب پانسیون حق ندارد بگوید این بچه حالا دیگر مال من شده. صاحب بچه میگوید بچه مال ماست، تو فقط به او غذا دادی. فکر قدیم این بود که در واقع نطفه در رحم مادر پانسیون شده و رحم حکم پانسیون را دارد؛ بچه مال پدر است، در اینجا تغذیه میشود، بعد از تغذیه باید تحویل صاحبش داد.
قرآن کریم این فکر را از اساس رد کرد؛ در آیات زیادی تصریح میکند که بچه، هم مال زن است و هم مال مرد؛ یعنی زن در بذر هم شریک است نه اینکه بذر انحصارا مال مرد است و زن حکم ظرف را دارد. علم امروز این مطلب را صد در صد تأیید کرده و میگوید آن سلولی از نطفه مرد که وارد رحم زن میشود با سلولی که در رحم زن پرورش پیدا کرده است متحد میشود و مجموعا یک واحد را به وجود میآورند و آن سلول مرکب متساویا نیمی از آن از سلول مرد است و نیمی از سلول زن، و بنابراین زن متساویا با مرد در خود بذر شریک است.
بعلاوه زن سهم بیشتری دارد؛ چون در مدت نُه ماه این سلول مرکبی را که هر دو در آن سهیم و شریک هستند از وجود خودش تغذیه میکند و بعد از نه ماه به صورت یک موجود کامل بیرون میدهد و بنابراین سهم زن از سهم مرد در ایجاد فرزند بیشتر میشود. در اصل هسته با همدیگر شریک هستند ولی علاوه بر این، زن در پرورش هم نقش دارد. بعد که زن مدت دو سال شیر میدهد (باز از وجود خودش) سهم بیشتری پیدا میکند. و علت اینکه حقوق مادر از حقوق پدر بر فرزند بیشتر است این است که زن سهم بیشتری در تکوین فرزند دارد. و این که بعد ولی فرزند پدر است باز فلسفه دیگری دارد که رئیس خانواده به طور کلی مرد است، که آن حساب حساب دیگری است.
پس این فکر در میان مردم قدیم عموما و در جاهلیت عرب بالخصوص بوده است که دختر و به طور کلی زن سهم زیادی در تکوین فرزند ندارد، فرزند به مرد و فامیل مرد تعلق دارد و فرزندان دختران مال فامیل پدر دختر نیست، ملحقاند به فامیل شوهرها. نتیجه چه میشد؟ اگر کسی ده تا هم دختر میداشت میگفتند ای بیچاره بیاولاد؛ چون رشتهاش بریده و قطع میشد. میگفتند :
[١] . [مهمانخانه.]