مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨١٠
مجموعه آثار اسـتاد شهید مطـهری، جلد ٢٨، ص: ٨١٠
در تخت فولاد اصفهان[١] ؛ رفتیم سر قبر بابا رکنالدین[٢] (یا از کنار قبر او گذشتیم). یکوقت شیخ به ما گفت: شما چیزی شنیدید؟ ما هیچ کدام چیزی نشنیده بودیم، گفتیم: نه. از همه پرسید، همه گفتیم : ما چیزی نشنیدیم. سکوت کرد و حرفی نزد. ما رفتیم.
از آن به بعد دیدیم وضع شیخ بکلی تغییر کرد؛ یعنی بیشتر از آنچه که سابق به خود میپرداخت و توبه و استغفار و عبادت میکرد، به خود میپرداخت. درس و مباحثه و کار تربیت افراد دیگر را کم کرد و به حال خود پرداخت. برای ما شاگردها یک مسئلهای شد که داستان آن روز چه بود که از ما پرسید شما هم شنیدید یا نه و ما همه گفتیم نه، و بعد از آن دیگر این مرد تغییر حالت پیدا کرد. ولی حشمت و عظمت این استاد مانع بود که از او بپرسیم. او میگوید من از سایر شاگردها جسورتر بودم، بالاخره رفتم از استاد سؤال کردم که آیا ممکن است به ما بفرمایید آن روز که در تخت فولاد کنار قبر بابا رکنالدین در خدمت شما بودیم، شما از ما سؤال کردید آیا شنیدید و ما همه گفتیم نشنیدیم، قضیه چه بود؟ شیخ به من گفت: من در آنجا که رد میشدم صدایی شنیدم، مثل اینکه صاحب همان قبر بود، به من گفت: «شیخنا در فکر خود باش!» من احساس کردم که مرگ من نزدیک است و باید بروم، این میگوید آماده باش برای رفتن.
سه حدیث
هر کسی در هر مقام و مرتبهای که هست باید آماده باشد برای رفتن. مردی آمد خدمت حضرت امام مجتبی سلام الله علیه[٣] در همان حالی که حضرت را زهر خورانیده بودند و لختههای خون مانند جگر از حلق مبارکش بیرون میریخت. این مرد فرصت را مغتنم شمرد؛ فهمید که دیگر لحظات آخر امام است و عمر زیادی برای امام باقی نمانده است، به امام عرض کرد: یابنَ رسولِ الله! موعظهای بفرمایید، نصیحتی بفرمایید. حضرت چند جمله به او فرمود. اولین جملهاش این است: اِسْتَعِدَّ لِسَفَرِک وَ حَصِّلِ زادَک قَبْلَ حُلولِ اَجَلِک[٤] سفری در پیش داری آماده این سفر باش. امیرالمؤمنین علی (ع) همیشه این گونه بود. نوشتهاند مکرر[٥] این جملات را برای مردم میخواند، میفرمود:
[١] . شیخ بهایی و شاگردانش در اصفهان بودهاند.
[٢] . یكی از اولیاء، مردی كه اهل عرفان و معرفت بوده.
[٣] . بنا بر روایتی ایام وفات ایشان است یعنی شب هفتم ماه صفر وفات ایشان است.
[٤] . بحار الانوار ج ٤٤ / ص ١٣٨.
[٥] . یعنی جملهای نبود كه یك وقت فرموده باشد و خطبهای نبود كه یك بار خوانده باشد.